تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
اگر جن و انس براى انكار وجود كوه‌ها با هم جمع شوند ، و ميليونها دليل بياورند ، آيا واقعيت تغييرى پيدا مىكند ؟ هرگز . . . و سبب آن است كه محور حقيقى واقعيات خارجى حق است و نه هوا و گمانها و آرزوها ، و شايد معنى حكمت بالغه كه پس از اين آيه مىآيد ، همين امر است ، چه حكمت عبارت از وضع هر چيز در موضع آن است ، و كسى بر اين توانايى دارد كه از سنن الاهى نافذ در آفرينش و آفريدگان آگاه و از نظام عادل حاكم بر هر چيز با خبر باشد ، و رسالتهاى خدا از آن جهت حكمت بالغه بوده است كه انسان را به حقايق واقعى مستقر شده ، و از آن جا به برنامهء زندگى استوار و متكى بر اساس آنها هدايت مىكند . [ 4 ] و چون ارزشها استقرار يافته است ( نه اهواء ) ، بنا بر اين بطلان عذرهاى آن كافران آشكار مىشود . مگر نه اين است كه شواهد بر راستى و درستى رسالت گواه است ، پس چرا به آن كفر ورزيدند ؟ آيا خبرهاى متواتر از آن نرسيده بود كه هر كس به آنها كفر ورزيد هلاك شد ، در صورتى كه همين براى بازداشتن آنان از كفر بسنده بود ؟
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ
« و به آنان خبرهايى رسيد كه در آنها عامل بازداشتن وجود داشت . » از اين خبرها است آيهء انشقاق قمر ، و مزدجر ترساندن و به هراس انداختن است ، و پروردگار ما تنها به فرستادن آيات و بيان قوانين براى انسان بسنده نكرد ، بلكه در آن هنگام كه شخص را از مخالفت بر حذر مىداشت ، بر او حجت بالغه اقامه مىكرد و مىگفت : « چرا براى ما رسولى نفرستادى كه ما را بيم دهد ، / 216 و پرچم هدايت كننده‌اى براى ما برنيفراشتى تا ، پيش از آن كه به ذلت و خوارى مبتلا شويم ، از آيات تو پيروى كرده باشيم ؟ » . « 11 » [ 5 ] و در آيات خدا هرگز نقصى وجود ندارد ، بلكه در آنها حجت قاطع مشاهده مىشود ، چه خداوند متعال آنها را به درجه‌اى از وضوح و كمال قرار داده
هامش
( 11 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى ندبه .