سپس پايان مىپذيرد ، و مشركان از اين امر آگاه بودند ، ولى قبول كردند كه براى جادو به گونهء ديگرى قايل شوند كه سابقهاى نداشت و در تاريخ ديده نشده بود ، و اين را قبول نكردند كه قرآن رسالهاى از خدا است ، چه سبب پذيرفتن مسئوليت واجبى براى ايشان مىشد ، و در آن هنگام او عنوان رسول خدا بر ايشان را نيز پيدا مىكرد ، در صورتى كه آنان به هر وسيله و بهانه متوسل مىشدند تا از زير بار قبول مسئوليت بگريزند ، و محتمل است كلمه مستمرّ يك معنى قوى نيز داشته باشد ، و آن اين كه جادو و سحر از آن روى قوتى ندارد كه خيال است نه واقعيت ، و علاوه بر اين قرآن افكار و گفتههاى متناقض خود آنان را ثبت مىكرد و آنها را براى بيان بطلان خود آنها و گمراهى معتقدان به آنها به كار مىبرد .
پيش از اين گفتيم كه گفتهء ايشان حاكى از اين كه رسالت و آيات آن سحر است ، اعترافى به تأثير بالغ قرآن بر روى ايشان بود ، و بر اين كه نمىتوانند همانند آن را بياورند ، و اين كه قرآن نيز مانند سحر بر قلبهاى ايشان تأثير مىگذارد ، / 214 پس به اين اعتراف مورد مؤاخذه قرار مىگرفتند ، و تفسير ايشان بر اين كه قرآن شبيه سحر است از اعتبار مىافتاد ، چه سحر ممكن نيست بيش از چند لحظه دوام كند بدان سبب كه چيزى جز تأثير موقت در خيال نيست .
[ 3 ] آيه بعدى تأكيد بر آن دارد كه توجيه باطل در نزد خدا برابر دروغ محض است ، و بلكه از آن سختتر است ، و به همين جهت توجيه انسان چيزى را از واقعيت تغيير نمىدهد ، و نيز از جزاى آن در نزد پروردگارش ، چه خداوند متعال به ظاهر نگاه نمىكند و كسى را بنا بر آن مورد مؤاخذه قرار نمىدهد ، بلكه به حقايق واقعى نگاه مىكند ، و آنها را معيارى براى جزا دادن قرار مىدهد و إنه
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
« از چشمك زدن چشمها و نهفتههاى در سينهها آگاه است » . « 6 »
وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ
« و تكذيب كردند و پيرو هواهاى خويش
هامش
( 6 ) - غافر / 19 .