نزديكى است ، به همان گونه كه اكتسب دلالت بر به كار رفتن نيرويى پيش از آن دارد كه براى كسب لازم است ، پس تولّد ساعت با درد زادن بسيار سختى همراه است ، بدان سبب كه حصول آن مقترن با تغييراتى عظيم و هولناك است .
[ 2 ] شكافته شدن ماه تنها نشانه و آيتى نيست كه ما را به ساعت و بعث هدايت مىكند ، بلكه آيات فراوان ديگرى حجّت بالغه براى واقعيت ساعت است ، ولى دشوارى مربوط به نفس آدمى است كه گمراه شده باشد و از هواى نفس خود پيروى كند . آيات را مىبيند و آنها را مىفهمد ، ولى از دلالتهاى آنها اعراض و خوددارى مىكند ، بر باطل خود اصرار مىورزد ، و براى آن كه / 213 از نكوهش ضمير و نداى عقل خود را خلاص كند ، به جستجوى بهانهاى براى توجيه گمراهى خويش برمىآيد ، و به تأويل آيات مىپردازد ، و هر اندازه هم كه سخيف و مزخرف و با امور مسلم متناقض باشد ، باز براى او فرقى نمىكند ، و اين همه براى آن است كه از مسئوليت اعتراف به حق بگريزد .
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« و اگر آيتى را ببينند ، از آن دورى مىجويند و مىگويند كه اين سحرى دوام يافته است . » مشركان براى ايمان نياوردن چنين بهانه مىآوردند كه تا نشانهء قابل احساسى نبينند به يك چيز غيبى ايمان نخواهند آورد ، و به همين سبب از رسول خدا ( ص ) خواستند كه چيزى از آيات مادّى را به ايشان بنماياند تا به نبوت و رسالت او اعتراف كنند ، و او از پروردگار خود خواست كه حجتى بر آنان اقامه كند و چون چنين شد از ايمان اعراض كردند ، و على بن ابراهيم ( رض ) گفت : « قريش از رسول اللَّه ( ص ) خواستار شدند كه آيتى به آنان ارائه دهد ، پس او از خدا خواست ، و به درخواست وى ماه به دو نيمه تقسيم شد و به آن مىنگريستند تا بار ديگر دو نيمهء آن به يكديگر پيوست ، پس گفتند كه : اين سحرى دوام يافته است » ، « 5 » و سحر جز چند لحظه دوام نمىكند كه در آن لحظات جادوگر در چشم ايشان جادو مىكند و
هامش
( 5 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 175 .