شدند . » پيروى از هوا سبب تكذيب است ، به همان گونه كه هدف آن است ، و اين آيه دليلى آشكار بر باطل بودن عذر ايشان است ، و رد كردن آن به توسط خدا توجيهى مشروع براى اعراض آنان از حق به شمار مىرود ، چه خدا آنان را با مكذّبان برابر شمرده است .
وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ
« و هر امرى استقرار يافته است . » سنّتهاى زندگى دنيا و آخرت و مقياسهاى آنها حقايقى اقامه شده و ثابت و تغيير ناپذير ( مستقر ) است ، پس آنها را نمىتوان با هواى نفس يا به آرزوهاى بشرى تغيير داد ، و اين آيه به چيزى اشاره دارد كه آيات ديگر قرآن آن را بيان كرده است ، همچون اين گفتهء خدا :
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
، « 7 »
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
، « 8 »
وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى
، « 9 »
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
، « 10 » به همان گونه كه سخن حكمت آميز على ( ع ) : « كارها مرهون به اوقات خويش است » / 215 از همين آيهء كريمه الهام گرفته است ، و اين تفسير جامع آراء مفسّران است كه مىگويند كه امر مستقر همان پايانهاى امور است ، يعنى عاقبت كارها استقرار يافتهء بر ارزشهايى ثابت است ، به همان گونه كه كشتى در كنار ساحل لنگر مىاندازد ، يا چنان كه گفتهاند : عاقبت حسنى است و عاقبت شر سويى ، و بعضى گفتهاند : مقصود از آن قيامت است كه سفينهء دنيا در كنار آن لنگر مىاندازد ، بدان جهت كه همچون امرى واقعى و محسوس مىشود و حق از باطل تمايز پيدا مىكند .
آرى ، هر امر واقعى حق است و به زودى در جاى خود مستقر مىشود ، و استوارى هر چه بيشتر پيدا مىكند و على رغم اوضاع و احوال و عوامل متضاد با آن چنين مىشود ، و استقرار يافتن آن بيش از ميليونها كلمه حاوى دلالت است ، پس
هامش
( 7 ) - رعد / 38 .
( 8 ) - الأعراف / 128 .
( 9 ) - طه / 69 .
( 10 ) - الإسراء / 81 .