اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
« نزديك شد ساعت و ماه شكافته شد . » / 212 ابن عباس گفت : « مشركان به نزد رسول اللَّه ( ص ) گرد آمدند و گفتند :
اگر راست مىگويى ماه را براى ما بشكاف و دو پارهاش كن ، پس رسول اللَّه ( ص ) گفت كه : اگر چنين كنم ايمان خواهيد آورد ؟ گفتند : آرى ، و آن شب شب چهاردهم ماه بود ، پس رسول اللَّه ( ص ) از خدا خواست كه آنچه را كه آنان خواستار شدهاند به او بدهد ، و ماه در زمان رسول اللَّه ( ص ) به دو قسمت شد و رسول اللَّه ( ص ) بانگ برداشت كه اى فلان و اى فلان ، گواه باشيد » ، « 4 » تا جايى كه بعضى از آنان گفتند كه ما ميان دو پارهء ماه فاصله را مشاهده كرديم .
شكافته شدنى كه در زمان رسول صورت گرفت يا بعد صورت بگيرد ، از نمودهاى جهانى دليل بر نزديكى ساعت است ، ولى قرآن سخن گفتن از ساعت را مقدم بر سخن گفتن از نمود شكافته شدن ماه قرار داده است ، بدان سبب كه محور و هدف سوره بحث از ساعت است ، و چه هراس انگيز است ساعت قيامت ، و چگونه مىتواند چنين نباشد در صورتى كه با آن كوههاى بلند به راه مىافتند و به صورت سرابى درمىآيند ، و ستارگان همچون مهرههاى يك گردنبند پاره شده از هم پراكنده مىشوند ، و زمين دچار زلزلهاى شديد مىشود ! زلزلهء ساعت چيزى عظيم است ! سخت ايجاد هراس مىكند ! و اثرى عميق بر جاى مىگذارد كه از وسعت آن آگاهى نداريم ، و تأثير آن منحصر به جهان بشرى نيست ، بلكه انقلاب و تغيير جهانى قاطعى است كه در آن نقش آدمى بر روى زمين به پايان مىرسد ، در صورتى كه خدا هر چه را كه به روى زمين است به خاطر او آفريده بود ، و به همين سبب رفتن او مقتضى پيدايش تغييرى قاطع در زمين است . و پروردگار ما نگفت ( قربت ) بلكه گفت « اقتربت » ، و اين حروف افزوده شده بر فعل مجرد و به صورت مزيد فيه درآمدن آن از باب افتعال دليل بر به كار گرفته شدن مقدارى از قوه و تلاش براى اين
هامش
( 4 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 174 .