آخته بالاى سرش ايستاده بودم و خندهام گرفت به آن مرد بيچاره كه چنين مرغى را گواهى بر كشتن خويش گرفته بود . پس خليفه گفت : آرى ، قطا گواهى خود را ابلاغ كرد و فرمان داد تا سفره را برچيدند و نطع را گستردند و شمشير را حاضر كردند و گردن او را قطع كرد .
وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى
« و سعى و كوشش او به زودى ديده خواهد شد . » در اين آيه با اين انديشه آشنا مىشويم كه هر كوشش كه آدمى به آن مىپردازد ، حيثيّت و وجودى مادّى پيدا مىكند ، و كلمهء پاكيزه و ايستار شجاعانه و نشاط و فعاليت سالم ، همه به صورت شيء ملموس درمىآيد كه انسان آن را مىبيند . و كلمهء پليد و ايستار همراه با هول و هراس و تباهى نيز به همين گونه است .
آيا نهضتهاى مباركى را ديدهاى كه سبب اشاعه پيدا كردن فضيلت و كشت صلح و صفا و ساخته شدن تمدنها مىشود ، و همهء آنها در اصل به صورت دعوتهايى صالح و تلاشهايى پاكيزه بوده است ؟
و به همين گونه بلاها و گرفتاريهايى كه در اين جا و آن جا نصيب بشريت شده ، در اصل كلمات پليد يا تلاشهايى فساد انگيز بوده است .
معنى مسئوليت در دنيا چه چيز جز رسيدن بازتاب كوشش بشر به او مىتواند باشد ، پس هر كه در مقابل ستمگرى مقاومت كند ، روزگارى در سايهء دادگرى زندگى خواهد كرد ، و هر كه ساعتى از چنين مقاومت گرفتار ترس شود ، گرفتار خوارى و ستم حاصل شدهء از آن خواهد شد . و ملتى كه در ساختن تمدنى فعاليت كند ، مدتى دراز در سايهء آن به تنعم خواهد رسيد ، و ملت ديگرى كه تنبلى نشان دهد / 190 هميشه مجبور به زيستن در كانونى از عقبماندگى و تباهى خواهد بود .
مرور زمان بر سعى و كوشش آدمى از آن نمىكاهد بلكه سبب رشد و نمو آن مىشود يا لا اقل آن را به صورت كامل نگاه مىدارد .
ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى
« و سپس پاداش به او داده مىشود با پاداشى تمامتر و كاملتر . »