كوچك يا بزرگ باشد ، و در هر جا كه ايستاده باشد ، ناگزير نتيجهء آن در دنيا و آخرت به او خواهد رسيد ، چه اين سنتى الاهى است كه بر زندگى فرمان مىراند ، هر چيز پس از پيمودن دورهء زندگى كوتاه يا دراز خود به اصلش بازمىگردد . آبهاى دريا كه بخار شده و پس از سفرى طولانى از ساعت تبديل شدن به بخار تا زمان فرو ريختن آنها به صورت باران و جريان يافتن بر سطح زمين براى بازگشتن به دريا ، هر اندازه هم كه طول بكشد ، بالآخره به دريا خواهد رسيد . روان نيز چنين است عمل تو كه از قلبت يا اندامهاى بدنت سرچشمه مىگيرد ، فانى نمىشود . به صورتهاى مختلف درمىآيد از جمله آن كه تبديل به مال مىشود ، يا به صورت حالتى اجتماعى درمىآيد كه از آن تأثر مىپذيرد ، يا در نزد پروردگارت محفوظ مىماند تا فرداى قيامت پاداش آن را دريافت كنى ، و به همين گونه است تبهكاريهاى مجرمان كه هر اندازه از آن بگريزند در هنگام ملاقات با خدا در قيامت تاوان آن را بايد بپردازند .
از عبرت انگيزترين مطالبى كه در اين خصوص خواندهام ، اين است كه يكى از خلفا مجلس ضيافتى فراهم آورد و يكى از فرماندهان لشگرى او بر سر آن سفره حضور داشت ، و چون آن فرمانده مرغ بريان شدهء قطا ( مرغ سنگخوار ) را بر سر سفره حاضر ديد ، به قهقهه شروع به خنديدن كرد ، و چون خليفه از او سبب خنده را خواستار شد ، نخست كتمان كرد ، و با اصرار / 189 خليفه ناگزير شد آن را حكايت كند و گفت : دو سال پيش از اين براى شكار به صحرا رفته بودم ، و با مردى رو به رو شدم كه مقدارى مال با خود داشت و آن را به زور از وى گرفتم ، و سپس قصد كشتن او كردم و از من خواست كه از اين كار چشم بپوشم ولى من آهنگ ريختن خون او داشتم . پس چون شمشير از نيام بيرون كشيدم ، او به اطراف خود نگريست و هيچ كس را نديد كه به او متوسل شود مگر گروهى از مرغان قطا كه تصادفا در همان هنگام بر بالاى سرش پرواز مىكردند ، و او گفت : اى مرغان ! شاهد باشيد كه من غريب و مظلوم در اين بيابان به قتل مىرسم ، پس به گفتهء او خنديدم و به قتلش رساندم ، و چون مرغ قطا را بر سر سفره ديدم به ياد آن لحظه افتادم كه با شمشير
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: احمد آرام
ص١٨٦