أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى * وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى
« آيا از آنچه در صحيفههاى موسى آمده خبرى ندارد ؟ * و از ابراهيمى كه وفادار بوده ؟ » از غيب علمى ندارد و از رسالتهاى الاهى پيروى نمىكند كه در همهء آنها از مسئوليت سخن رفته است ، ولى انسان به جدل بيش از هر چيز مىپردازد ، و مىخواهد با طبع ضعيف / 187 خود از آن مسئوليت بگريزد ، و با آرزومندى دايمى خود به خاك . و براى پسنديده جلوه دادن كار خود آن را به پيامبران نسبت مىدهد ، چنان كه جهودان چنان مىپندارند كه با منسوب بودن ايشان به موسى ( ع ) بار مسئوليت از دوش ايشان برداشته مىشود ، و به همين سبب مىگفتند :
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
« ما فرزندان خدا و دوستان خداييم » . « 80 » به همين گونه قريش چنان مىپنداشتند كه از صلب ابراهيم بودن ايشان شرفى است كه مانع رسيدن عذاب الاهى به ايشان خواهد شد . هرگز چنين نيست و :
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
« شايستهترين مردم ( براى انتساب ) به ابراهيم ، آن كسانند كه از او پيروى كردند ، و اين پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند » ، « 81 » و ابراهيم نسبت به خدا وفادار بود ، و مال و جانش را در راه او داد و فرزندش را به قربانى تقديم به خدا كرد ، و همسرش هاجر و طفل شيرخوار او را در صحرا به حال خود واگذاشت ، و آن كس كه مىخواهد شيعه و پيرو او باشد ناگزير بايد تحمّل مسئوليت كند به همان گونه كه او عليه السلام كرد ، و در صحيفههاى رسالتى درسى و ابراهيم كه از جانب خدا بر ايشان نازل شده بود ، هيچ كلمهاى نيست كه انسان را ، به بهانهء منسوب بودن به ايشان ، از مسئوليت خلاص كند ، و اين صحيفهها خوانده شده و معلوم بود كه چه چيزها در آنها آمده است .
آشكارترين چيزى كه در آنها آمده مسئوليت است ، و اين كه هر انسان
هامش
( 80 ) - المائدة / 18 .
( 81 ) - آل عمران / 68 .