فقر ، چنين نمىكنند ، قرآن تأكيد كرده است كه خداوند بىنياز / 178 و مالك خزانهها و گنجينههاى جهان است ، و نيرومندى است كه بر صحنهء زندگى نظارت و تسلط كامل دارد ، پس با وجود اين به چه مناسبت از مقاومت با انحراف بيمناكاند و به طرد تسلط منحرفان نمىپردازند ؟
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« و آنچه در آسمانها و در زمين است از آن خدا است . » او به تنهايى كسى است كه سنتهاى كاينات را وضع كرده و بر آنها نظارت دارد و آنها را با قدرت و عدالت خود به جريان مىاندازد .
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا
« تا كسانى را كه بد كردهاند ، در مقابل اين كار بد جزا دهد . » به صورتى كه عادلانه و هر بدى را به مثل آن .
وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى
« و كسانى را كه كار نيكو كردهاند ، به نيكى جزا و پاداش دهد . » با فضل خود هر كار نيك و حسنه را ده برابر آن جزا دهد ، و از آن هم بيشتر
وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
. « 50 » و با تدبر در دو بخش آيهء كريمه ، كه بخش اول آن مشتمل بر انديشه توحيد
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
است و بخش دوم بر انديشهء مسئوليت برخاستهء از حقيقت جزا
لِيَجْزِيَ . . .
، از ارتباط محكم ميان اين دو بخش آگاه مىشويم ، چه كسانى كه انحراف پيدا كردهاند ، مىخواهند با چنگ زدن به شرك از مسئوليتهاى خويش بگريزند و خلاص شوند . و حق آن است كه توحيد يعنى نفى شريك براى خدا ، و اين يك به نوبهء خود منافى با بهانه تراشى و توجيه است ، و بنا بر اين يكتاپرست حقيقى آن كس است كه خود را براى حمل بار مسئوليت آماده كند . اين آيه فرهنگ بهانهجويى و توجيه را كه تجسم يافتهء در پرستش انداد و شركاى تصورى خدا همچون فرشتگان و بتان و حتى بندگان صالح
هامش
( 50 ) - ق / 35 .