خويش به حساب ما مىرسد نه با عدلش ، و اگر جز اين بوده ، به گفتهء رسول خدا ( ص ) يك نفر هم به بهشت راه پيدا نمىكرد ، به گفتهء او : « و نه من ، مگر اين كه خدا مرا مشمول رحمت و فضل خويش قرار دهد » . « 49 » سپس قرآن به تأكيد دربارهء جدا بودن مسئوليت انسان از سعى و تلاش وى مىپردازد ، و مىگويد كه اگر عمل خير باشد جزاى خير مىبيند و اگر بد باشد جزاى بد ، و اين به نفى شرك و طرد انداد و شركاى ساختگى براى خدا و مقدار ژرفاى حقيقت يكتاپرستى در جان آدمى تعلق دارد ، پس هر چه يقين او به خدا و به اين كه او مالك حاكم يگانه بر هر چيز است بيشتر شود ، از لحاظ ايمان و عمل به خدا نزديكتر است ، و از حجابها و عذرخواهيها و توجيهاتى كه او را از كشيدن بار مسئوليت بازمىدارد دور تر .
توحيد مانع آن مىشود كه به دستاويزهاى شركى متوسّل شود كه آن نيز يكى از انواع توجيهاتى است كه انسان براى گريختن از بار مسئوليت به آنها متشبّث مىشود . او را مىبينى كه به هر چيز متوسل مىشود ، و اين را مىپذيرد كه بندهء درخت و سنگ و گاو شود تا مگر از سنگينى بار مسئوليت خلاص شود ، و بنا بر اين در آن هنگام كه نفس او از پليدى اين بتها پاك شود كه بر اساس فرهنگ گمراه كنندهء جاهليت ساخته شده ، و آن نيز به نوبهء خود مبتنى بر پندار و هواى نفس است ، به مجرد اين كه در برابر مسئوليت بايستد ، بدون اين كه به بهانههايى متوسل شود ، خود را ناگزير از آن مىبيند كه در برابر حجت بالغهاى كه نفس وى با آن رو به رو است عملا تسليم شود .
شرح آيات :
[ 31 - 32 ] خدا از مؤمنان خواسته است كه از هر كس كه به قرآن پشت كند ، اعراض و دورى كنند ، و چون بعضى بنا بر سنتهاى جاهلى ، از ترس ضعف و
هامش
( 49 ) - بحار الانوار ، ج 7 ، ص 11 .