دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ ( 58 ) أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ( 59 ) وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ ( 60 )
وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ ( 61 ) فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا ( 62 )
/ 175
معناى واژهها
32 إلا اللمم : يعنى چيزهايى كه بر انسان وارد مىشود ، و غالبا جلوگيرى از آنها ممكن نيست ، و معمولا كارها و گناهان كوچك است ، مثل گفتن سخن زشت يا خندهء ناروا يا نگاهى حرام يا مانندهاى اينها .
اجنة : جمع جنين است كه در زهدان ( رحم ) بزرگ مىشود و در هنگام زادن يك زن باردار به صورت يك انسان كامل از بدن او بيرون مىآيد .
34 و أكدى : يعنى بخشش خود را بريد ، و از كدية الركية است و آن عبارت از قسمت صلب و سختى است كه چاه كن در ضمن حفر چاه به آن بر مىخورد ، از رسيدن به آب نوميد مىشود ، و چون چنين شود ، مىگويند : أكدى يعنى به آن قسمت صلب ( كدية ) رسيد .
49 الشعرى : ستارهاى در آسمان است كه آخر شب طلوع مىكند ، و گروهى از اعراب آن را پرستش مىكردند .
53 و المؤتفكة : شهرها و روستاهاى قوم لوط ( ع ) است كه با مردم آن واژگون و زير و زبر شد ، و دروغ را به آن روى إفك مىگويند كه منحرف كردن و قلب كردن معنى از جهت درست آن است .
57 أزفت الأزفة : يعنى قيامت نزديك شد .
61 سامدون : مشتغلان به لهو ، و سمود به معنى لهو است .