قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ
« بگو : چشم به راه باشيد كه من نيز با شما چشم به راه خواهم بود . » و تربّص به معنى انتظار است ، ولى همراه با توقع حدوث حادثهاى ، و از آن است گفتهء خداى تعالى :
لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
. « 43 » كافران منتظر آناند كه به محض مردن پيامبر ( ص ) رسالت به پايان برسد ، در صورتى كه پيغمبر مىداند كه بهاء و درخشندگى رسالت او با گذشت زمان افزايش پيدا مىكند .
[ 32 ] سپس قرآن به بيان عوامل حقيقى كفر ورزيدن به رسالت مىپردازد و در اين بارهء تأكيد مىكند كه تهمتهايى كه رسالت و رسول را به آن متهم ساختهاند ، حتى در نزد سازندگان آنها اساسى ندارد ، بلكه براى فرار از حق و گريز از مسئوليت به آنها متشبث شدهاند .
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا
« يا خردهاى ايشان آنان را به اين كار فرمان مىدهد . » حلم جنبهء عملى عقل است ، و حليم كسى است كه در انديشهها و ايستارهاى خود عقل را به خدمت گيرد ، / 121 و انديشههاى او از هيچ يك از ايستارهاى واكنشها و برانگيختن پاتكها برنمىخيزد . و نزد كافران برنامهها و روشهاى عقلانى فراوان وجود دارد ، ولى آنان از دايرهء آن بيرون رفته و به معارضه با او و متهم ساختن وى به كاهنى و ديوانگى يا شاعرى يا ساحرى او پرداختهاند ، و اين نه بدان سبب است كه آنچه را كه با او است باطل يافتهاند ، بلكه نتيجهاى از طغيان و پيروى از هوا و هوس و واكنشهاى ايشان است .
أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
« بلكه ايشان گروهى گردنكش و طاغىاند . » و « أم » در اين جا به معنى مخيّر بودن و عدم تأكيد نيست ، بلكه تأكيدى
هامش
( 43 ) - البقرة / 426 .