آنان در كارها و گفتههاى او الهامبخش ويند ، و كسى است كه خدايان او را گرفتار شرّى كردهاند ، چنان كه پيش از آن دربارهء هود ( ع ) چنين گفته بودند كه :
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
« چيزى نمىگوييم مگر اين كه بعضى از خدايان ما تو را گرفتار شرّ و بدى كردهاند » ؛ و شاعر چيزى را احساس مىكند كه ديگران احساس نمىكنند ، و از خدايان يا نيروهاى ديگرى همچون جن الهام مىگيرد ، و ساحر و جادوگر كسى است كه از شياطين يا عفريتها مدد مىگيرد يا آنها را مسخّر خود مىسازد ، اما رسول ( ص ) از طريق وحى با خداى آفريدگار آفريدگان اتصال دارد و اعتماد وى بر او است .
قرآن از آن نظر اين تهمتها را ثبت كرده است تا ، از يك طرف ، بازتابى از طبيعت جريانى كه رساليان بر آنند ، در سراسر تاريخ بوده باشد ، و از طرف ديگر اعتراف دشمنان را به بعضى از نواحى / 119 شخصيت رسول ( ص ) براى ما بيان كند ، چه آنان با اين اتهامات به صورت ضمنى به قوت و تأثير او در مردم اعتراف كردهاند ، از آن جهت تهمت كاهنى راستگويى او را منعكس مىسازد ، و تهمت ديوانگى بازتابى از شجاعت او است ، و تهمت شاعرى منعكس كنندهء بلاغت و نيروى قانع كردن او ، و تهمت جادوگرى تأثير عملى او را در اجتماع آشكار مىسازد ، چيزى كه هست آنان با اين نامگذاريها عمل قصد آن داشتند كه ضربه به شخصيت او بزنند ، و حقيقت را واژگون جلوهگر سازند تا چنان شود كه هيچ كس تحت تأثير او قرار نگيرد .
[ 30 - 31 ] حيرتى كه مشركان و كافران گرفتار آن شده بودند ، و عدم ثبات آنان بر يك تهمت ، دليلى آشكار بر آن است كه ايشان در ارزيابى رسالت و شخصيت او از گمانهاى خود پيروى مىكردند نه از عقل ، و اين دليل بر آن است كه رسول ( ص ) حركت تازهاى آورده بود كه نمىتوانستند تفسير و تأويلى براى آن پيدا كنند ، و متهم ساختن او به شعر پس از كاهنى و ديوانگى - با آن كه شعر در نظر اعراب از لحاظ فرهنگى بالاتر از آن دو تاى ديگر بوده است - دليلى بر آن است كه ديگر عربها جنون و كاهنى را جدّى نمىگرفتند .