نمىبود ، وى نه رسول مىشد و نه تذكر دهندهء و ياد آورنده .
/ 118 با اين دو دليل ما به آن متوجه مىشويم كه رسول كاهن نيست ، چه كاهن و غيبگو آن كس است كه خبر از آينده مىدهد بدون آن كه عقل را برانگيزد ، و به اين جهت او را مىبينيم كه يك بار درست پيشبينى مىكند و بارها خطا مىكند ، در صورتى كه حتى يك خطا هم در آيات خدا مشاهده نمىكنيم ؛ و ديگر اين كه ديوانه نيست ، بدان سبب كه آنچه از ديوانه صادر مىشود ارتباطى با عقل ندارد ، در صورتى كه رسالت در همهء مفرداتش بدون استثنا با عقل سر و كار دارد ، و در برنامهء آشكار خود براى حركت تنها به يك چيز اعتماد دارد كه همان رسالت و فرستادگى از جانب خدا است ، و - حاشا للَّه - مجنون نيست ، بدان جهت كه از نقطههاى عزيمت ايمانى و عقلى ، و حسابهاى علمى دقيق و حكيمانه برخاسته و به راه افتاده است .
پيغمبر با شجاعت و توكل و اعتماد از ديگران متمايز است ، در صورتى كه ديوانه بر هيچ چيز متكى نيست ، و رسول از آن جهت شاعر نيست كه عقل را برمىانگيزد ، در صورتى كه شاعر كارش انگيختن احساسات و عواطف مطلوب و نامطلوب است ، و افزار كارش خيال و مبالغه ؛ و سرانجام جادوگر نيست بدان سبب كه جادوگر با خيال مردمان بازى مىكند و چشمان ايشان را گرفتار چشم بندى و جادوگرى خود مىسازد ، و هر جا كه برود رستگار نمىشود ؛ آيا هيچ ديده يا شنيدهاى كه جادوگرى رهبر يك ملت شود يا تاريخ بسازد يا حتى ثروتى فراوان به دست آورد يا جاه و مقام بالايى به دست آورد ؟ هرگز . . . از آن جهت كه جادوگر در حقايق حيات زندگى نمىكند تا آنها را به مصلحت خويش مسخّر مصلحت يا قضيهء خويش سازد ، بلكه در جادوى خود با آرزوها و گمانها در گردش است ، اين از يك لحاظ ، و از لحاظ ديگر ، تهمتهاى نسبت داده شدهء به پيامبر ( ص ) با اين امر مواجه مىشود كه آن كسان كه پيامبر را چون ايشان خوانده بودند ، بر نيروهايى تكيه داشتند كه در نزد خود اعراب مشروع به نظر نمىرسيد ، چه كاهن بر آن اعتماد دارد كه ، بنا بر حدس ، با شياطين در ارتباط است ، و ديوانه كسى است كه مسخّر جنّيان شده و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: احمد آرام
ص١١٥