يكديگر خوبى كرده و كارهاى نيك انجام دهند ، فعاليت را جانشين تنبلى و جهاد را جانشين سستى گردانند ، خداوند به بركت اين اعمال بدبختى و ناراحتى آنها را بر طرف مىسازد ؛ مثلا امام صادق عليه السلام دربارهء اسماعيل فرزند خود مىفرمايد : « چنين مقدر بوده كه فرزندم اسماعيل به قتل برسد من دعا كردم و از خدا خواستم شرّ دشمنان را از او بگرداند ، خداوند دعاى مرا اجابت كرد و فرزندم به قتل نرسيد » . در اين مورد ، دعا توانسته است تقديرى را دگرگون ساخته و سرنوشت ديگرى را جاىگزين آن سازد .
عامل تغيير و واژگون كردن سرنوشت منحصر به دعا نيست بلكه قرآن مجيد با بيانى روشن يادآور مىشود كه ، ايمان و تقوا و راستى و درستى و نيكوكارى ، سرنوشت را دگرگون ساخته و به روى امتى كه از نظر زندگى در مضيقه و تنگى به سر مىبرند درهاى بركات را مىگشايد آن جا كه مىفرمايد :
« وَلَو أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ . . . ؛ « 1 »
هر گاه اهل شهرها و آبادىها ايمان بياورند و باتقوا و پرهيزگار باشند ، بركات آسمان و زمين را به روى آنان مىگشاييم » .
بنابر اين هرگاه گروهى بر اثر كفر و نافرمانى ، مستحق باز گرفتن رحمت الهى گردند ، پس از بازگشت آنان به راه اطاعت و تقوا ، سرنوشت خود را با دست خود دگرگون مىسازند و اين همان « بدائى » است كه اماميه به پيروى از قرآن و اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن اعتقاد دارند .
قرآن مجيد براى استغفار و توبه از گناه ، قدرت شگرفى قائل است و مىگويد :
بشر در سايهء استغفار و بازگشت از تبهكارىها مىتواند درهاى بستهء آسمان را باز كند تا باران رحمت ، سرزمينهاى خشك او را سيراب سازد و به آرزوهاى بزرگ خود : مال و ثروت و فرزند دست يابد و جايگاه خود را بهشت برين قرار
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 96 .