يك سؤال قديمى
اگر حقيقت « بداء » اين است در صحت آن گفتگو نيست ؛ ولى چرا به آن « بداء » گفته مىشود و معناى آن آشكار شدن مطلبى است كه از شخص مخفى بوده باشد ، در صورتى كه همهء حقايق براى خدا از روز نخست آشكار است .
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا اين كه در زبان عربى مىگوييم : « بدا للّه ؛ براى خدا ، آشكار شد » معناى معروف اين كلمه مقصود نيست ؛ زيرا لازمهء آن - همانطور كه در سؤال گفته شد - اين است كه مطلبى بر خداوند مخفى بوده بعد براى او آشكار گشته است ، در صورتى كه او از روز ازل هم از تقدير نخست و هم تقدير دوم ، آگاه بود و مىدانست كه اين فرد سرنوشت نخست را با سرنوشت ديگرى دگرگون مىسازد . اتفاقاً پيشوايان بزرگ به اين نوع اعتراض توجه داشتهاند و در بيانات شيواى خود ، به آگاهى خدا از هر دو نوع تقدير تصريح فرمودهاند چنان كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« ما بدا لِلّه في شيء إلّاكان في علمه قبل أن يبدو له ؛ « 1 »
در هيچ موردى براى خدا ، بدا رخ نداد مگر اين كه در ازل از آن آگاه بود » .
در اين صورت بايد گفت كه مقصود ، معناى ديگرى است كه از بررسى زير به خوبى به دست مىآيد و آن عصارهاى است از سخنان علامهء بزرگ شيعه مرحوم مفيد . « 2 »
اصولا كلمهء « بداء » در لغت عرب به معناى آشكار شدن است . قرآن مجيد درباره ظالمان و ستمگران مىگويد : « وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئَاتِ مَا عَمِلُوا » . يعنى در روز رستاخيز بدىهاى اعمال و رفتار آنان آشكار مىگردد و نتيجهء كردار سوء خود را مىبينند .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 148 ، ح 9 .
( 2 ) . ر . ك : صدوق ، اوائل المقالات ، ص 53 ؛ شرح عقائد صدوق ، ص 24 - 25 .