مسأله در محيطهاى دور از غرض و جنجال مطرح گردد ، هيچ فرد خداپرستى نمىتواند آن را انكار كند ؛ به عبارتى روشنتر ، هر گاه در مسألهء تقدير از منطق يهود پيروى كنيم و بگوييم براى انسان يك تقدير بيش نيست و آن چه از روز نخست مقدر شده است ، حتماً بايد انجام بگيرد و دگرگونى در آن ممكن نيست در اين موقع مسألهء « بداء » كه حقيقت آن دگرگون ساختن سرنوشت با اعمال نيك و بد است ، بىمورد خواهد بود . همچنين اگر از نظر غربزدگان پيروى كنيم و اصولًا تأثير دعا و اعمال نيك و يا بد را در دگرگون ساختن تقدير منكر شويم و تنها ديدهء خود را به علل طبيعى و مادى بدوزيم ، در اين صورت ، مسألهء « بداء » موضوعيتى پيدا نمىكند . ولى هر گاه هر دو منطق را واهى شناختيم ناچار بايد براى بشر ، دو نوع سرنوشت معتقد شويم :
1 . سرنوشتى قطعى و حتمى كه به هيچ نحو قابل دگرگونى نيست .
2 . سرنوشتى كه با اعمال ما دگرگون مىشود و سرنوشت ديگرى جاى آن را مىگيرد . در اين موقع مسألهء « بداء » ، كه يكى از معارف مهم اسلام است و ريشهء قرآنى دارد و از ميان ملل اسلامى تنها يك گروه به حقيقت اين مسأله پى بردهاند ، جلوهء تازهاى خواهد نمود . قرآن مجيد مىفرمايد : « يَمْحُوااللَّهُ مَايَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ؛ خدا هر چه را بخواهد محو مىكند و يا ثابت و استوار نگاه مىدارد و پيش اوست ام الكتاب ( لوح محفوظ ) » . اين لوح محفوظ ريشهء تمام مقدرات به حساب مىآيد .
اكنون بايد بدانيم آن رشته از تقديرها را كه خداوند نابود مىكند و يا ثابت نگاه مىدارد كدام است ؟ آيا خداوند تقديرهاى قطعى و حتمى را دگرگون مىسازد ، اين فرض كه قابل قبول نيست ؛ زيرا با فرض قطعى و حتمى بودن دگرگونى ، معنا و مفهومى ندارد .
طبعاً مقصود ، آن رشته از سرنوشتهاست كه روز نخست به عنوان سرنوشت غير قطعى تعيين شدهاند در اين صورت دگرگون كردن آنها ، بىدليل و بىجهت
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٤٥