دهد . قرآن اين حقيقت را از زبان نوح كه همه را از طريق وحى گرفته بود نقل مىكند :
« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفّاراً * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً * وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَاراً ؛ « 1 »
به آنها گفتم : از خداوند طلب آمرزش كنيد كه وى بخشايندهء گناهان است تا براى شما باران فراوان بفرستد و شما را به مال و فرزند كمك كند ، جايگاه شما را بهشت قرار دهد ، نهرهايى براى شما فراهم سازد » .
اين قدرت توجه به خدا و بازگشت به سوى اوست كه درهاى رحمت را پس از بسته شدن به روى انسان باز مىكند و سرنوشتى را به فرمان خدا ، جاىگزين سرنوشت ديگر مىسازد .
بىجهت نيست وقتى كه مردى به محضر امام حسن عليه السلام شرفياب مىگردد و عرض مىكند : « سر زمين ما امسال با خشكسالى عجيبى رو به روست » امام مىفرمايد : برو استغفار كن . چيزى نمىگذرد كه شخص ديگرى به حضور امام مىرسد و از فقر و تنگدستى شكايت مىكند امام به او نيز دستور مىدهد برو استغفار كن . باز سومى وارد مىشود و مىگويد : از خدا بخواه كه خداوند به من پسرى عنايت فرمايد . امام مىفرمايد : استغفار كن .
شخصى كه در آن جلسه از اول حضور داشت رو به امام مىكند و مىگويد :
اين سه نفر ، سه نوع درخواست داشتند چطور شما براى انجام خواستههاى همه ، يك نوع راهنمايى فرموديد ؟ امام فرمود : من اين مطلب را از پيش خود نگفتم ، بلكه همه را از گفتار خداوند كه از پيامبر خود نوح نقل كرده است ، استفاده نمودهام « 2 » .
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) آيات 10 - 12 .
( 2 ) . مجمع البيان ( ج 5 ، ص 361 ) همهء اين مطالب را از حسن نقل مىكند . ظاهراً مقصود حسن بن على عليه السلام است نه حسن بصرى .