همهء موجودات از آن پيروى كرده و در برابر آن هيچگونه مقاومتى ابراز نمىنمايند .
بنابر اين ، در سجده به اين معنا ( اطاعت بىچون و چراى موجودات در مقام آفرينش از ارادهء نافذ خداوند ) كراهتى تصور نخواهد شد ؛ زيرا اكراه در موردى به كار مىرود كه موجودى از خود داراى اراده و اختيار باشد ، تا در مقابل ديگرى ابراز مقاومت كند ، در صورتى كه در اين مورد هيچ موجودى واجد وجود نيست تا چه رسد كه از خود ارادهء مخالفى داشته باشد و سجده در برابر عظمت خدا را مكروه بشمارد « 1 » .
با وجود اين مشاهده مىشود كه آيه براى انسان دو نوع سجده ثابت مىكند :
سجدهاى از روى ميل ، و خضوعى از روى كراهت .
منظور از « سجده از روى رغبت » آن نوعپذيرشهاست كه با طبع انسان و يا هر موجودى ديگر موافق باشد ؛ مانندنمو و رشد و گردش خون و ضربان قلب براى انسان و مقصود از « سجده از روى كراهت » پذيرش يك سلسله روىدادهايى است كه با طبع موجودى سازگار نباشد ؛ مانند مرگها و بلاهايى كه انسان را پيش از وصول به پايان عمر ، به فنا و نيستى محكوم مىسازد .
در قرآن مجيد در آيهء ديگرى نيز لفظ رغبت و كراهت دربارهء آسمانها و زمين به كار رفته است و طبعاً مقصود همان است كه گفته شد . چنان كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . از اين بيان كيفيت سجدهء سايههاى اجسام نيز روشن مىگردد ؛ زيرا همانطور كه اجسام در قبضهء قدرت خدا بوده و در پذيرش هر نوع تصرف و تركيب و انحلال در برابر خدا ، كمال خضوع دارند ، همچنين سايهء اجسام در برابر آفتاب ، از نظر گسترش و جمع شدن اين حالت را دارند . زمخشرى در تفسير سجدهء اجسام مىگويد : « ينقادون لإحداث ما أراده فيهم من أفعاله شاؤوا أو أبوا ، لايقدرون أن يمتنعوا عليه » .
و نيز در معنى سجدهء سايهها مىگويد :
« حيث تتصرف على مشيته في الامتداد و التقلص والفيء والزوال » . و آن چه ما در بالا گفتيم ، توضيح نظر ايشان است .