همان ابراز تذلّل و فروتنى در برابر معبود مىباشد .
در اين جا اين مسأله مطرح مىگردد كه آيا در استعمال لفظ « سجده » لازم است حتماً آن هيأت خاص موجود باشد و بدون تحقق آن ، نمىتوانيم اين لفظ را به كار ببريم يا اين كه ملاك و ميزان آن ، ابراز خضوع و فروتنى است و هركجا اين امر محقق گردد مىتوانيم لفظ سجده را به كار ببريم ولو با آن هيأت خاص صورت نپذيرد و اگر هم به آن هيأت خاص ، سجده مىگوييم ، از اين نظر است كه در اعتبار عقلا ، اين كار ، طريقهء اظهار كوچكى و فروتنى است ؟
قرآن در اين مسأله ، راه دوم را بر گزيده و هر نوع تذلل و كوچكى را كه به وسيلهاى تحقق پذيرد ، سجده مىنامد و روش عرف و عقلا نيز در نامگذارى و به كار بردن الفاظ همين است ؛ مثلًا روزى ، لفظ « چراغ » را در چراغهاى محقرى به كار مىبردند كه براى خود شكل و وضع خاصى داشت و از هيچ نظر قابل مقايسه با چراغهاى پر فروغ امروز نبود ؛ ولى چون خاصيت و اثر همان چراغهاى ديرينه در چراغهاى امروز ، به صورت كاملترى موجود است از اين نظر لفظ مزبور ، بدون هيچگونه تغييرى به نور افكنهاى قوى و نيرومند نيز اطلاق مىشود .
حقيقت سجده در موجودات جهان
سراسر موجودات جهان ، به نحو خاصى مراتب فروتنى و تذلل خود را به مقام ربوبى ابراز مىنمايند و عالىترين مظهر براى اظهار كوچكى و تعظيم معبود جهان ، اين است كه همهء جهان در قبضهء قدرت وى بوده و همگى مطيع فرمان و ارادهء مطلق او هستند ؛ به عبارت ديگر ، ارادهء واحدى بر جهان حكومت مىكند و