روشهاى نيكوى او به بندگان خويش ، بستاييم و در حقيقت تفاوت « حمد » با « تسبيح » در اينجاست كه در تسبيح ، نظر به پيراستگى خداوند از عيب و نقص است و بازگشت آن به توصيف خدا با صفات سلبى او مىباشد ؛ ولى هدف در « حمد » توصيف خدا ، با صفات ثبوتى و افعال نيكوى او و انگيزهء ستايش ، وجود همان كمالات نامحدود است خواه اين كمال جزو ذات او باشند ؛ مانند علم و قدرت بىپايان وى يا از افعال او به شمار روند ؛ مانند رأفت و رحمت گستردهء وى بر بندگان خويش .
در برابر اين دو ، حقيقت سومى نيز به نام « سجود » هست و مقصود از سجده براى خداوند اين است كه هر موجودى در مقابل عظمت بى پايان او ابراز تذلل و كوچكى مىنمايد . بنابراين هر يك از اين عناوين سه گانه براى خود حقيقت و واقعيتى دارد كه از ديگرى جداست .
دربارهء تسبيح موجودات و همچنين ستايش هر موجودى از خداى جهان ، در تفسير سورهء « حديد » « 1 » سخن مىگوييم و بعداً نيز توضيحاتى در اين باره خواهيم داد .
قرآن با طرز شيوايى سجدهء همهء موجودات جهان را بيان نموده است . در آيهء مورد بحث به گواهى لفظ « من » در جملهء « وَللَّه يَسْجُدُ مَنْ فِى السَّمَوَاتِ » تنها خضوع موجودات با شعور را مطرح مىنمايد و اين كه هر موجود صاحب دركى در برابر عظمت بىپايان خداوند ، احساس ذلت و ابراز خضوع مىنمايد و در برخى از آيات ، دايرهء سجده گستردهتر گرفته شده و از سجود تمام جنبندگان سخن به ميان آمده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِى السَّمَوَاتِ وَ مَا فِى الْأرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : قرآن و معارف عقلى .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 49 .