« . . . فَقَالَ لَهَا وَلِلأرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَو كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ؛ « 1 »
به آسمان و زمين خطاب نمود ( بياييد ) و فرمان مرا ( در پذيرش هر نوع تبدلات و تغييرات ) از روى اراده يا كراهت بپذيريد . گفتند : به رغبت پذيرفتيم » .
بنابر اين پذيرش وجود و قبول هر نوع تصرف ، خواه موافق طبيعت موجود باشد يا مخالف آن ، خضوع و اظهار كوچكى در برابر خداست چيزى كه هست به يك معنا همهء اين پذيرشها از روى ميل و رغبت است و به يك معنا آن قسم از حوادث ، كه بر خلاف مسير طبيعى موجود باشد در پذيرفتن آن نوعى كراهت وجود دارد .
نه تنها وجود هر موجودى در قبضهء قدرت اوست ، بلكه سايههاى اجسام در گردش و تحولات خود ، تابع اراده و خواست او هستند و هنگام صبح و عصر در دو طرف جسم سايههاى چشمگيرى ديده مىشود كه همگى در پرتو ارادهء نافذ اويند .
آيا شايسته است كه هر موجودى با سايههاى خود در برابر خدا ابراز كوچكى كند ، اما انسان مشرك از سجده در برابر خدا امتناع ورزد به خصوص اين كه خداوند انواع موجودات زمين و آسمان را در برابر انسان خاضع ساخته است ؟
همه از بهر تو سر گشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
سخنى در مورد تسبيح موجودات
در بخش پيش ، در تفسير آيهء سيزدهم وعده داديم كه دربارهء تسبيح « رعد » سخن بگوييم . علت اين كه توضيح اين قسمت را به اين بخش موكول كرديم ، اين است كه خواستيم دو مسألهء ( سجدهء موجودات و تسبيح آنها ) را يك جا بررسى كنيم .
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 11 .