آلت بدون اختيار و در حقيقت از ابزار كار استاد پستتر معرفى مىكنند . « 1 »
گواه اين دسته بر اين طرز فكر ، ظاهر برخى از آياتى است كه ناظر به يك جهت از جهات مسأله است ؛ مثلاً آيهء
« قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىءٍ وَهُوَ الواحِدُ القَهّارُ » ؛ « 2 »
بگو : خداوند آفرينندهء همه چيز است و اوست يگانه و غالب .
آنان از آيات زيادى كه بر عليت موجودات در جهان طبيعت تصريح كرده و آنها را دارندگان آثار و علل پيدايش پديدههاى طبيعى معرفى نموده است ، غفلت ورزيدهاند .
قرآن در عين اين كه همهء موجودات را مخلوق خدا مىداند ، ولى خود اين موجودات را مبدأ اثر نيز معرفى مىكند . چنان كه بادها را تلقيحكنندهء درختان و گياهان ، يا بارور كنندهء ابرها « 3 » معرفى مىكند ، و مىفرمايد :
« وَأَرْسَلْنا الرِّياحَ لَواقِحَ » ؛ « 4 »
بادها را بارور كننده فرستادهايم .
قرآن آب را علت پيدايش گياهان و همهء ميوهها دانسته و مى فرمايد :
هامش
( 1 ) . اشاعره هر نوع عليت و تأثير را از تمام موجودات سلب كرده و به جاى « عليت » كلمهء « عادت » به كار مىبرند و مىگويند مثلاً آتش علت گرمى نيست ، بلكه عادت الهى بر اين جارى شده كه پس از آتش ، حرارت ايجاد نمايد ، و همچنين در موارد ديگر از قبيل افعال انسان .
( 2 ) . رعد ( 13 ) آيهء 16 .
( 3 ) . اشاره به اختلافى است كه در معناى آيهء : « وأرسلنا الرياح لواقح » وجود دارد . البته معناى دوم از جهاتى روشنتر است .
( 4 ) . حجر ( 15 ) آيهء 22 .