عصمت و مصونيت از گناه مىكند و هرگاه گروهى از بشر گرد گناه نمىگردند ، بر اثر اطلاع قطعى و علم استوار آنان به كيفرهايى است كه در كمين گناهكاران قرار گرفته است .
در همين جهان ، براى گروهى از مردم ، علم و اطلاع قاطع از عواقب يك عمل ، ايجاد عصمت مىنمايد : هرگز پزشك خردمند ، به هيچ قيمت حاضر نمىشود مقدارى از آبى را كه رختهاى بيماران جذامى را در آن شستهاند بخورد ؛ زيرا مىداند كه آشاميدن آن ، بيمارى شديد و مرگ را در پى دارد .
هرگاه بشر يك چنين علم قطعى خلل ناپذير به كيفرهاى اعمال خود پيدا كند و سرانجام گناه آن چنان در نظر او مجسم شود كه گويا كيفر بدكاران و شعلههاى دوزخ را مشاهده مىنمايد به طور مسلم نوعى مصونيت از گناه پيدا مىكند .
از اين نظر خداوند علما را به خشيت و ترس از گناه اختصاص داده ومىفرمايد :
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ » ؛ « 1 »
ترس از كيفرهاى الهى از آن كسانى است كه به عواقب اعمال بد آگاه باشند .
در برخى از روايات به اين حقيقت كه علم ، انسان را طبعاً به عمل دعوت مىكند ، تصريح شده است . چنان كه حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد :
« العلم مقرون إلى العمل ، فمن علم عمل و من عمل علم ، والعلم يهتفبالعمل فإن أجابه ، وإى ارتحل عنه ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 28 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 22 .