4 . « كَذ لِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّارٍ » ؛ « 1 »
خداوند بر دل هرخودخواه ستمگر ، مهر مىزند .
اين آيات ومشابه آنها درقرآن زياد است ، وهدف ومقصد اين آيات را ، آيهء ديگرى روشن مىكند و آن اين كه ،
5 . « إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . . . » ؛ « 2 »
خداوند وضع گروهى را دگرگون نمىسازد ( ونعمتهاى معنوى و مادى خود را ازآنان سلب نمىكند و آنان را دچار خشم خود نمىگرداند ) مگر اين كه خود آنان وضع خود را دگرگون سازند ( و راه معصيت و گناه را پيش گيرند ) .
در اين صورت هر نوع بدى كه به آنان مىرسد و هر نوع موفقيتى كه از آنان سلب مىشود ، همگى كيفر اعمال آنان است .
در خود اين آيات نيز كاملاً به اين مطلب اشاره شده است ؛ اگر خداوند دلهاى بنى اسرائيل را به گناه متمايل ساخت و دلهاى پيمانشكنان را سخت قرار داد و يا بر بيمارى منافقان افزود و يا بر دلهاى متكبران ستمگر مهر زد ، براى اين است كه خود آنان قبلاً به گناه متمايل گرديده و دست به پيمان شكنى زده بودند و دلهاى خود را با بيمارى نفاق ، آلوده ساخته و راه كبر و ستم را پيش گرفته بودهاند ، در اين صورت يك چنين ملت گناهكار ، پيمانشكن ، منافق و ستمگر ، بايد كيفر اعمال خود را ببيند و خداوند لطف و مرحمت و توفيق خود را از آنان بردارد و دلهاى آنان را به گناه متمايل سازد و از رحمت خود دور نمايد و بر دلهاى آنان مهر بزند .
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 35 .
( 2 ) . رعد ( 13 ) آيهء 11 .