روى قانون جبر عليت ومعلوليت ، ارادهء هر فردى محصول قهرى « محيط زندگى » و « صفات و روحياتى » كه از طريق وراثت به وى رسيده ، و نحوهء « تربيت و پرورش » اوست و اين عوامل خواه ناخواه ، اراده را در انسان بهوجود مىآورند .
ولى فلاسفهء اسلامى اين مسأله را از جهت ارتباط با مشيت وخواست خدا كه همهء هستى پرتوى از اراده و خواست اوست نيز مورد بررسى قرار دادهاند و در كتابهاى فلسفى ما ، اين دو بحث از هم جداست و هركدام مستقلاً مورد بحث قرار گرفته است .
ما افعال انسان را از نظر ارتباط با مشيت خدا ، آن هم فقط از نظر قرآن مورد بررسى قرار مىدهيم و بررسى كامل اين بحث در خور رسالهء جداگانهاى است .
قضاوت قرآن دربارهء افعال بشر
آگاهى صحيح از داورى قرآن دربارهء هر موضوعى ، بستگى به تجزيه و تحليل همهء آيات آن موضوع دارد تا با بررسى مجموع آيهها ، از نظر قرآن آگاه گرديم .
چه بسا ممكن است يك آيه ، ناظر به يك جهت از جهات باشد . و اگر از آيات ديگرى كه در اين باره وارد شده ، چشم بپوشيم ، تصور خواهد شد كه نظر قرآن در تمام خصوصيات مسأله ، همان است كه از يك آيه به دست مىآيد . اشتباه مهم « اشاعره » و « معتزله » ناشى از اين است كه آنان اصل ياد شده را ناديده گرفته ، و هركدام به دستهاى از آيهها تمسك جسته و از دستهء ديگرى كه مىتواند قرينه برمراد باشد ، غفلت ورزيدهاند :
اشاعره افعال ما را به طور مستقيم معلول ذات خدا دانسته و بشر را