علم و عمل با يكديگر همراهند . هركسى عالم باشد عمل مىكند . ( يعنى علم طبعاً انسان را به عمل دعوت مىكند ) و هركسى عمل نمايد ، علم و دانشش باقى مىماند ، دانشهاتفى است كه دانشمند را به عمل فرامىخواند ، اگر دعوت او را اجابت كرد و عمل نمود ، براى او باقى مىماند و اگر به آن پاسخ مثبت نداد از او جدا مىشود » .
اين جمله و امثال آن مىرسانند كه اگر ساير عوامل مخرب در كار نباشد نتيجهء مستقيم علم ، كشش به سوى عمل است ولى اگر علم مقهور شهوات ومطامع زود گذرزندگى شد در اين صورت ، نه تنها علم براى او وسيلهء سعادت نخواهد بود ، بلكه از علم به عنوان حربهء برنده در هموار ساختن راه اشباع نادرست غرايز و توسعهء گناه و اشاعهء فساد ، استفاده خواهد شد .
قرآن ومسالهء آزادى انسان
مسأله جبر و اختيار از جمله مسائل ديرينهاى است كه در فلسفهء يونان باستان مطرح بوده و درفلسفهء اسلامى و علم كلام ، دربارهء آن به طور مشروح بحث شده است وگروهى در حلّ آن ، رسالههاى جداگانهاى نوشتهاند « 1 » و هم اكنون در فلسفهء شرق وغرب ، موقعيت خود را كاملاً حفظ نموده و هركدام از دريچهاى به آن مىنگرند .
فلاسفهء غرب ، مسألهء جبر و اختيار را از اين نظر مورد مطالعه قرار مىدهند كه آيا انسان در اراده و خواست خود مختار و آزاد است ، يا اينكه
هامش
( 1 ) . نگارنده دربارهء جبر و اختيار دو رساله يكى به زبان عربى به نام لب الأثر و ديگرى به زبان فارسى نوشته است . رسالهءعربى ، خلاصهء درس استاد بزرگوار حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى - دام ظله - است كه در سال 1331 ه . ش . در قم القا فرمودهاند .