براثر نادانى از تزريق واكسن امتناع مىورزند در اين صورت ، گروههاى اعزامى در پرتو قدرت انتظامى به زور آنان را بر ضدّ اين بيمارى مايه كوبى مىكنند ، آيا كسى چنين روشى را دربارهء چنين افرادى بر خلاف عدل و انصاف ، حريت و آزادى مىپندارد ، يا همه ، آن را يك نوع خدمت به بهداشت آنان و جامعه مىدانند ؟
توجه به اين مثال انگيزهء وجود جهاد ابتدايى را در اسلام روشن مىسازد ؛ زيرا خرده گيران ( كسانى كه جهاد تعرضى را مخالف آزادى مىدانند ) قبول دارند كه پرستش بت ، كرنش نمودن انسان در برابر سنگ و گل و يا چوب و آتش و يا اجرام درخشندهء آسمانى ، انحراف از مسير صحيح فطرت و عقل انسانى است ؛ چون چه انحرافى بالاتر از اين كه انسان در برابر موجودات بىشعور ، كه ساخته و پرداخته خود اوست ، يا براى او آفريده شدهاند ، زبون و بيچاره شود و به موازات اين انحطاط فكرى ، انواع خرافات و موهومات ، كه زنجيرهاى فكر انسانىاند ، پيداشده و اختلاف و دو دستگى در اجتماع بشر بر اثر تعدد خدايان مصنوعى پديد مىآيد و مسؤوليتهاى درونى و باطنى كه پرورش دهندهء فضايل عالى انسانى و سجاياى اخلاقى است ، از بين مى رود .
از اين نظر پيامبر اسلام در راه آزاد ساختن بشر از چنگال بتپرستى از وسايل گوناگون استفاده كرد و گروههايى را براى جلوگيرى از بتپرستى و ويران كردن بتكدهها اعزام نمود و با توجه به مثال ياد شده ، و اين كه برخى از مردم سود و زيان خود را تشخيص نمىدهند ، هرگز نمىتوان چنين اقدام خردمندانهاىرا مخالف اصول آزادى دانست .
حتى يكى از وظايف مسلمانان پس از فتح مكه اين بود كه به اطراف عربستان رفته ، بتخانهها را ويران سازند و بتها را بشكنند و روزى كه
احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٦٩