1 . جهاد و مسألهء آزادى
آزادى بى قيد و شرط با منطق عقل موافق نيست ، بلكه آزادى داراى دو شرط است كه با يكى از دو شرط جهان غرب نيز موافق است :
الف ) آزادى تا آن جا محترم است كه موجب سلب آزادى از ديگران نباشد ، در اين شرط همهء خردمندان جهان موافق هستند .
ب ) آزادى تا آن جا محترم است كه به سعادت فرد لطمهاى وارد نسازد . روى اين شرط است كه پيامبران آسمانى افراد را از پرستش بت ونوشيدن شراب و بازى با آلات قمار باز داشتهاند و هرچه هم افراد فريادزدند كه ما آزاديم ، به شما چه ! ما مىخواهيم بدبخت باشيم ! آنان گوش ندادند .
لفظ آزادى مقدس و شور انگيز است ، ولى آزادى مطلق و بدون قيد و شرط ، مايهء بدبختى جامعه و فرد است ، بلكه هر نوع آزادى بايد در چهارچوبهء اين دو شرط ، مجاز شمرده شود .
آن چه ما را فريب مىدهد همين كلمهء آزادى است ، ولى بايد حساب كرد كه هرنوع آزادى - ولو به ضرر ديگران باشد خوب است و موافقت با آن لازم است يا اين كه همين آزادى بايد در چهارچوبهء مصالح خود فرد قرارگيرد .
فرض كنيد : بيمارى واگيردارى مثل « آبله » در نقطهاى بروز مىكند . سازمان بهداشت آن نقطه ، گروهى را به اطراف آن محل اعزام مىنمايد كه مردم آن جا را بر ضد اين بيمارى مايه كوبى كنند و براى روشن كردن اذهان مردم ، از روزنامه ومجله و راديو و تلويزيون و بلندگوهاى سيار استفاده مىنمايند ، ولى گاهى در ميان مردم ، افرادى پيدا مىشوند كه