تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
و شكنجه مىدهند ، تبليغ چه نقشى مىتواند داشته باشد ؟ در هر اجتماعى گروهى پيدا مىشوند كه ثبات موقعيت و منصب مادى آنها وابسته به انحطاط فكرى و ترويج يك سلسله خرافات است . چنين افرادى وقتى احساس كردند كه راه و مكتب نوى ، كه از طرف پيامبران به جامعه عرضه شده است با منافع دنيوى آنها تصادم و تضاد دارد ، با قدرت هرچه تمام‌تر از تبليغ چنين آيينى جلوگيرى به عمل مىآورند و مبلغان و گروندگان را به سخت‌ترين وجه مجازات مىنمايند . نمونه‌هاى بارز آن همان شكنجه و آزارهايى است كه مناديان حق و مبلغان حقيقت و گروندگان پاكدل آنان در راه بيان حقايق و پذيرفتن آن ديده‌اند . مگر درآغاز رسالت پيامبر اسلام ، تمام قدرت‌هاى شرك بر ضدّ او بسيج نشدند ! مگر تروريست‌هاى عرب تصميم نگرفتند كه او را شبانگاه در خانه‌اش ترور كنند ! مگر سران بت‌پرست عرب ، ياران او را به وضع رقت بارى شكنجه ندادند ! مگر پدر و مادر عمار ، زير شكنجهء ابوجهل جان نسپردند و بدن بلال از عذاب اميه ، سياه نگشت ! و . . . .

كشتار دسته جمعى مبلغان اسلام

تاريخ بزرگ‌ترين آزمايشگاه زندگى است . مراجعهء كوتاه به صفحات تاريخ اين حقيقت را به ثبوت مىرساند ، كه تا سپاه تبليغ و راهنمايان هر آيينى از قدرت نظامى نيرومندى ، كه حافظ جان و مال آنان در اجتماع است ، برخوردار نباشند ، نه تنها كارى از پيش نمىبرند ، بلكه جان خود را بدون اخذ نتيجه در راه نشر آن آيين از دست مىدهند . پيامبر در تاريخ‌ده‌سالهء خود در مدينه ، اين حقيقت تلخ را دوبار چشيد : در سال