بپردازند و افكارمردم و اذهان آنان راروشن سازند ، سازمانهاى مادى و نظامات فاسد بشرى را - كه مانعتبليغ و گسترش اين آيين هستند - با نيروى عظيم نظامى درهم شكند و راه را براى تبليغ صحيح و مطمئن باز كند .
بنابراين ، جنگ و نبرد كه زير لواى جهاد در راه خدا صورت مىگيرد ، براى اين نيست كه مردم را ملزم سازد كه به آيين اسلام ايمان بياورند و به زور وجبر به آن معتقد شوند ؛ زيرا ايمان و اعتقاد از امور قلبى و روانى است و امور روانى بدون پيدايش مبادى عقيده و تمايلات باطنى انسان ، به زور و فشار ، جامهء عمل نمىپوشد .
پاسخ چند پرسش
1 . آيا بازداشتن بشر از بت پرستى و از هر نوع توجه به غير خدا بر خلاف عدالت است و مخالف آزادى خردمندانهاى است كه مصلحان جهان به دنبال آن هستند ؟
2 . آيا تنها نيروى بيان و قلم در اشاعه و گسترش يك مكتباصلاحى جهانى ، كه به تمام شؤون مردم نظر دارد ، كافى است ؟
3 . آيا تبليغ منطقى جز در محيط آزاد - كه مردم در پيروى از هر نوع عقيده آزاد باشند - مىتواند نقش مؤثرى برجا بگذارد ؟
4 . آيا حكم جهاد مخصوص زمان پيامبر است يا يك حكم جاودانى است ؟
5 . طرز جهاد در عصر كنونى چگونه است ؟
اكنون به ترتيب به پاسخ اين پرسشها مىپردازيم :