اندازه به خالق و آفريدگار خود علم و آگاهى دارد و او را از اين طريق حمد و ثنا مىگويد و از نقايص وعيوب تنزيه مىكند .
وى مىگويد : علم و ادراك در تمام مراحل و مراتب وجود از واجبالوجود گرفته تا برسد به جهان نبات وجماد تحقق دارد و هرموجودى در هر رتبهاى از وجود باشد ، سهم و حظّى از صفات عمومى ، مانند علم و شعور و حيات و . . .
داشته و هيچ موجودى از آن خالى نيست . چيزى كه هست گاهى براثر ضعيف بودن اين صفات ، وجود آنها براى ما مكشوف نيست . موجودات جهان ، هر چه ازماده وآثار آن ، دورى گزينند و به صورت يك موجود مجرد درآيند ويادر مسير تجرد قرار گيرند اين صفات در آنها قوىتر و واضحترمىشود و هر قدر از نظر وجود به ماده گرايش پيدا كنند اين صفات در آنها به همان اندازه تنزل و كاهش يافته تا آن جا كه به نظر مىرسند فاقد علم و ادراك هستند ولى در حقيقت چنين نيست ، بلكهاصلِ اين صفات را به طور ضعيف دارند هر چند براى ما انعكاس ندارد .
وى اين مطلب را از طريق برهان فلسفى و مكاشفات نفسانى ثابت مىنمايد . او گامى فراتر نهاده و مىگويد : گفتهء قرآن كه شما از تسبيح و تحميد موجودات آگاهى نداريد مربوط به نوع مردم است ؛ زيرا اكثر مردم حقيقت تسبيح آنها را درك نمىكنند ، ولى مانعى ندارد كه برخى از صاحبدلان ، يعنى كسانى كه روح و روان آنان با حقايق موجودات ارتباطى پيدا كرده است با گوش دل ، تسبيح و تنزيه آنها را بشنوند و از تسبيح كاينات در برابر فرمان خدا آگاه باشند .
قلبى كه از وساوس و علايق مادى خالى گردد و مركز فرود انوار حق
احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٩