نابود نكنند آنان متوجه نيستند .
نداى مورچه يك ندايى حقيقى و واقعى بود و هرگز نمىتوان آن را بهمعناى مجازى و زبان حال حمل كرد به گواه اين كه طبق نقل قرآن ، ازشنيدن سخن او تبسمى بر لبان سليمان نقش بست و از خداوند خواست كه به او توفيق دهد در برابر نعمتهايى كه بر او و والدين او ارزانى داشته است سپاسگزارى كند ، چنان كه مىفرمايد :
ب ) « فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِىأَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ . . . » ؛ « 1 »
سليمان از شنيدن نداى مورچه در شگفت ماند و از خدا خواست كه به او توفيق دهد نعمتى را كه بر او و والدينش ارزانى داشته ، شكرگزارد .
قرآن دربارهء پرندهاى به نام « هدهد » داستانى دارد كه حاكى از شعور خاص اوست به طورى كه موحد را از مشرك تشخيص مىداد : سليمان او را براى انجام مأموريتهايى گسيل مىداشت . روزى او را غايب ديد وگفت : اگر براى غيبت خويش عذر موجهى نداشته باشد ، او را عذاب خواهد داد و يا سرش را خواهد بريد . چيزى نگذشت كه هدهد آمد و گفت : بر چيزى واقف شدم كه تو برآن واقف نشدى ، و از دولت « سبا » خبر شگفت آورى آوردهام . زنى بر آنان فرمانروايى مىكند و از هر نوع نعمت برخوردار است و براى او تخت بزرگى است . ديدم آنان به جاى پرستش خدا ، آفتاب رامىپرستند . شيطان كردارهاى آنان را زيبا جلوه داده و از راه حق باز داشته و آنان را گمراه ساخته است .
چرا آنان خدايى را كه بر هر امر پنهانى وجود بخشيده است ،
هامش
( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 19 .