1 . اگر مقصود خدا از تسبيح تمام موجودات جهان ، اين باشد كه در اين نظر آمده ، اين حقيقتى است كه همه آن را درك مىكنند و مى فهمند ديگر جا ندارد كه قرآن بفرمايد : « وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 1 » شما تسبيح آنها را نمىفهميد » زيرا اين نوع تنزيه را هر فردى به فراخور حال خود درككرده و مى فهمد .
برخى براى اصلاح اين نظريه ناچار شدند كه جملهء « لاتفقهون » را به معناى « عدم توجه » بگيرند و بگويند : اكثر مردم به اين مطلب توجه ندارند و يا اين كه بگويند : عظمت دلالت موجودات بر تنزيه خدا به قدرى عظيم است كه انسان به اندازهء واقعى آن واقف نمىشود ولى ناگفته پيداست توجيه مزبور براى جملهء فوق ، خلاف ظاهر آناست و اگر منظور خدا اين بود شايسته بود بفرمايد : « وأنتم عنه غافلون » يا جملهاى مانند آن .
2 . اگر تسبيح موجودات جهان به اين معناست كه از تدبر در ساختمان وجودى اشيا ، اين نوع تنزيه تكوينى را درك مىكنيم ؛ چرا قرآنمىفرمايد : آسمانها و زمين و مرغان به دعا و تنزيه خود آشناهستند ؛ و به عبارت ديگر چطور آشكارا به آنها نسبت علم و دانستنداده و مىگويد : « . . . كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ . . . » ؛ « 2 » هركدام به راز و نياز خود آشنا هستند . » در صورتى كه روى اين نظر هيچكدام از آنها از تسبيح و تنزيه خود اطلاعى ندارد ، بلكه فقط ما هستيم كه از روى دقت و امعان نظر ، لسان تكوينى و زبان حمد و ثناى آنها را درك مىكنيم و گرنه خود آنها كوچكترين توجهى به كار خود ندارند .
3 . اگرمنظور از تسبيح كاينات ، همان است كه بيشتر مفسران
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 44 .
( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 41 .