ارتباطى به مسألهء تنزيه وتقديس حق ازنقص و عيب ندارد و نبايد اين دو مطلب را بههم آميخت ، اگر چه هر كدام از اينها در جاى خود درست و استوار است .
نظريهء دوم : بسيارى از مفسران ، تسبيح موجودات جهان را چنين تفسير مىكنند :
نظم و نظام شگفتانگيز هر موجودى با رمز و اتقانى كه در ساختمان آن به كار رفته است ، شاهد و گواه بر قدرت بى نهايت ، عقل و شعور و حكمت بىپايان سازندهء اوست .
سازمان دقيق و اسرار پيچيدهء هر موجودى ، همانطور كه به وجود صانع خود گواهى مىدهد ، به لسان تكوينى نيز گواهى مىدهد كه خالق آن ، دانا و توانا و از هرنوع عجز و جهل مبرا و منزه است ؛ مثلاً براى تنزيه خدا از شرك چنين گواهى مىدهد : نظام واحدى كه هم بر يك اتم و هم بر منظومه شمسى ما حكومت مىكند گواهى مىدهد همهء سازمان هستى زير نظر آفريدگار واحدى به وجود آمده است و هيچكس جز او در پديدآوردن هستى دخالت نداشته و اثر و نظام يگانه ، حاكى از وحدت مؤثر و نبودن هرنوع شريك و انباز براى اوست از اين جهت وحدت نظام ، خدا را از شرك ، تنزيه و تقديس مىكند .
خلاصه همانطور كه حكومت نظم وقانون واحد بر مجموع جهان آفرينش ، گواه حكومت ناظم يگانهاى بر جهان است ؛ همچنين اسرار دقيق و اندازهگيرى شدهء موجودات ، بيانگر دانايى و توانايى آفريدگار آنهاست .
اين نظريه - كه مورد اعتماد بسيارى از مفسران است - از جهاتى قابل دقت و ملاحظه مىباشد :
احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦