آيه نيز با نظر آنها وفق مىدهد ؛ زيرا لفظ « ما » معمولاً در مطلق موجودات به كار مىرود عكس « من » كه بيشتر در صاحبان عقل و شعور استعمال مىشود .
اين دسته براى تسبيح ، معانى گوناگونى ذكر كردهاند ، ولى اكثر آنها با اين كه صحيح است ، ارتباطى به معناى تسبيح ندارد . اكنون به برخى از نظريات اشاره مىنماييم :
نظريهء نخست : مقصود از تسبيح همان خضوع تكوينى هر موجودى در برابر فرمان و ارادهء الهى است و سراسر هستى در برابر اراده ومشيت خداوند خاضع بوده ، و در پذيرش وجود و پيروى از قوانينى كه خداوند براى آنها تعيين نموده است ، مطيع و تسليم هستند .
بر اين نظريه ، با آياتى كه دربارهء تسليم بودن تمام موجودات جهان دربرابر ارادهء نافذ حق وارد شده است ، استدلال مىشود ؛ مانند
« ثُمَّ اسْتَوى إِلىَ السَّماءِ وَهِىَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » ؛ « 1 »
سپس به آسمانها پرداخت در حالى كه به صورت گاز بود و به آن و زمين خطاب كرد كه به رغبت يا كراهت زير فرمان ما قرار گيرند . آنها با كمال رغبت به اطاعت از مشيت او گردن نهادند .
بنابراين ممكن است آياتى كه در آنها به تمام آنچه در زمين و آسمان است ، نسبت سجود و خضوع داده شده است ، مؤيد نظر ياد شده باشد . « 2 » ولى ما تصور مىكنيم كه اين نظر صايب نيست ؛ زيرا مسألهء خضوع و سجود و تسليم شدن سراسر جهان هستى در برابر ارادهء خداوند
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 2 ) . مجموع اين آيات در بخش سجود مطرح و بررسى شد .