خدا معتقد بودند ولى ، از پرستش او سرباز مىزدند و از طرف ديگر حيات اخروى را كاملًا انكار مىكردند . روى اين بيان فقط پيروان اديان آسمانى حق دارند مساجد را آباد كنند و مشروح اين قسمت را در گذشته خوانديم .
ج ، د ) بهپاداشتن دو ركن عملى اسلام ، يعنى گزاردن نماز ، اين مظهر كامل خضوع در پيشگاه خدا و دادن زكات ، ركن بزرگ مالى و اقتصادى اسلام . چنانكه فرمود : « وَأَقامَ الصَّلوةَ وَآتَى الزَّكوةَ » . و حقيقت ايمان اگر چه همان دو شرط اولى است ، ولى ايمان نافع و سودمند در پرتو عمل به احكام اسلامى است ، از اين نظر ، دو ركن مهم را تذكر دادهاست .
ه ) تنها از خدا بترسد . چنانكه قرآن مىفرمايد : « وَلَمْ يَخْشَ إِلّا اللَّهَ » . البته مقصود خوف طبيعى و غريزى نيست ؛ زيرا دايرهء ترس غريزى وسيعتر است و ترس از حوادث مهيب و حيوانات درنده با منحصر ساختن خوف به خدا منافات ندارد ، بلكه مقصود خوف دينى و اعتقادى است و فقط دايرهء آن به خدا منحصر است ، از آنجا كه او سر سلسلهء همهء موجودات است و تمام ممكنات در قبضهء قدرت و تحت ارادهء اوست ، از اين رو بايد فقط از مؤثّر واقعى ترسيد .
خداوند در قرآن مجيد پيامبران را اين چنين توصيف مىكند :
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلّا اللَّهَ ؛ « 1 »
كسانى كه ( انبيا ) پيامهاى خدا را مىرسانند و بهجز او از كسى نمىترسند » .
برخى گفتهاند كه منظور از « خشية » در آيه همان عبادت است ؛ زيرا انگيزهء انسان براى عبادت و پرستش خدا همان ترس از عذاب اوست و اينكه مىگويد :
« از غير خدا نترسد » ، مفاد آن اين است كه غير خدا را نپرستد و به عبارت ديگر ، عبادت و خضوع در برابر يك فرد ، مظهر اعلاى ترس است ، از اين نظر مىتوان گفت : مقصود از نترسيدن از غير خدا ، پرستش نكردن اوست و در حقيقت از خوف و ترس ، يعنى سبب عبادت ، مسبّب آن ( پرستش ) اراده شدهاست .
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 39 .