آيه ، بعد ديگرى نيز داشته باشد كه با قطع نظر از سياق بتوان آن را تفسير كرد .
2 . مقصود اين است كه همه مؤمنان نمىتوانند در جهاد شركت كنند ؛ زيرا شركت همهء مردم در جهاد هر چند از يك نظر مايهء پشت گرمى مجاهدان راه خداست ، ولى از نظر ديگر ، ضررهايى در بردارد و نتيجهء آن اين مىشود كه پيامبر خدا در مدينه تنها بماند و از فراغت رسولخدا استفاده نشود پس چه بهتر كه گروهى به سوى جهاد روند و گروهى ديگر در مدينه بمانند تا گروه دوم از فراغت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله بهره بگيرند و احكام و تعاليم الهى را بياموزند ، آنگاه كه مجاهدان به سوى مدينه برگشتند ، آنان را در امور دينى يارى دهند و واجبات و محرمات را براى آنان بيان كنند .
صحت اين تفسير بستگى به آن دارد كه جملهاى در آيه تقدير بگيريم و بگوييم مقصود اين است : « فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ [ و تبقى مع النبي جماعة ] لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ » .
در اين تفسير ، گروه كوچ كننده بايد غير گروهى باشند كه آموزش مىبينند و در نتيجه در مرجعهاى ضمير ، بايد تفكيكى پديد آيد و آن اينكه ضماير « ليتفقّهوا » و « ولينذروا » از آن گروهى خواهد بود كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله مىمانند ، ولى ضمير « رجعوا » از آن كسانى خواهد بود كه به ميدان جهاد رفته و از جهاد برمىگردند .
يك چنين تفكيك ، هر چند بر خلاف سياق آيه است ، ولى اگر قرينهاى گواهى دهد كه مقصود ، رفتن گروهى به ميدان نبرد و باقى ماندن گروهى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله است ، در اين صورت تفكيك ، چندان مشكلى نخواهد داشت . در روايتى امام صادق عليه السلام چنين مىفرمايد : « اين آيه موقعى فرود آمد كه آمار مسلمانان فزونى پيدا كرد و خدا فرمان داد كه گروهى به سوى جهاد روند و گروهى ديگر براى تفقه در مدينه بمانند و اين وظايف به صورت متناوب در ميان مسلمانان انجام گيرد » .
3 . گاهى گفته مىشود : مقصود اين است كه مسلمانان اطراف مدينه نمىتوانند
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٨٤