بهوجود آورد و نتايج شوم آن پس از قرونى ظاهر گرديد . از اين نظر برنامههاى نجات بخش اسلام دربارهء بسط علم و دانش ، درست و به طور دقيق به مرحلهء اجرا در نيامد و توانايى درس خواندن براثر انحراف از مقررات اسلام از گروهى سلب گرديد . گروهى به هوسرانى و عياشى مشغول و عدهاى به نان شب محتاج بودند . به دليل عدم لياقت دستگاهها و هيأتهاى حاكمه در قرنهاى گذشته با آنهمه ترقيات و پيشرفتهايى كه نصيب مسلمانان گرديده بود ، برنامهء تعليمات اجبارى به طور كامل اجرا نگرديد و اكنون كه بساط خلافت از كشورهاى اسلامى برچيده شده هنوز فقر و بدبختى دامنگير عدهء زيادى است . به همين دليل ودلايل ديگر كه اينجا جاى گفتن آنها نيست ، بسيارى از مردم مشرق زمين با داشتن برنامههاى صحيح و قوانين تابناك اصلاحى ، از موهبت بزرگ خواندن و نوشتن محروم هستند .
علاوه براين ، بسيارى از مسلمانان تصور كردند كه منظور پيشوايان اسلام از اين سفارشات ، تجليل از مقام عالم و دانشمنداست ، از اين جهت به تكريم عالم و دانشمند پرداختند ، ولى ديگر غفلت از اين كردند كه هدف نهايى گويندگان آنها سوق دادن اجتماع به تحصيل دانش است و منظور ، تحريك به علم آموزى و مبارزهء همگانى با بيمارى جهل و نادانى است .
بارى ، علت در گذشته هر چه بود فعلًا كارى با آن نداريم اكنون برماست با تأسيس دبستان و دبيرستان و دارالعلوم و دانشگاه ، چراغ دانش را در قلوب تودهء مردم روشن سازيم و با جنبشى علمى ، چراغ علم و دانش را فرا راه هم ميهنان و هم كيشان خود قرار دهيم و عزت و عظمت را در سايهء علم و دانش بطلبيم . « 1 »
هامش
( 1 ) . در نظام گذشته براى ظاهر سازى و جلب افكار عمومى ، سپاهى به نام سپاه دانش تشكيل و مقرر شد كه « ديپلمههايى » كه پشت درهاى كنكور ماندهاند دوران سربازى خود را در روستاها به عنوان سپاهدانش بگذرانند ، طرح به ظاهر طرح خوبى بود ولى چون اخلاصى در كار نبود ، بازدهى چشمگيرى نداشت و در مناطقى ، مايهء فساد و تباهى ، و احياناً به دستگاه اطلاعاتى به سود نظام تبديل گرديد . اميد است در نظام جمهورى اسلامى ، با طرح « نهضت سواد آموزى » اين لكه از دامن ملت شريف شسته شود ، همهء همميهنان به نعمت خواندن و نوشتن نايل آيند ؛ زيرا به تعبير امامراحل قدس سره : « سواد آموزى يك تكليف شرعى است » و مسلمان در برابر تكاليف الهى مسؤول است .