منظور از عفو در آيه چيست ؟
اين تصور ماست كه هر كجا عرب جملهء « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ » را بهكار برد ناچار بايد طرف خطاب مرتكب جرمى شده باشد ، در صورتى كه چنين نيست ، بلكه جملهء مزبور مانند جملهاى است كه به عنوان تحيت ، به خلفا وامرا مىگفتند ؛ مانند أصلح اللَّه حال الأمير ، و هرگز معناى آن اين نيست كه حال امير بد است و خدا او را رو بهراه كند ، بلكه اين سنخ گفتارها ، تحيت و دعايى بوده كه به يكديگر مىنمودند .
جملهء « لِمَ أَذِنْتَ » اگر چه متضمن توبيخ است ، ولى حقيقت توبيخ متوجه منافقين مىباشد نه پيامبر گرامى و مقصود اين است كه وضع منافقان و نفاق و دروغ آنان ، بهقدرى واضح و آشكار است كه آزمايش مختصرى در رفع پردهء نفاق آنان كافى است و اگر تو اذن نمىدادى اين مطلب براى تو آشكار مىگشت .
چنانكه ملاحظه مىفرماييد لبهء تيز اعتراض متوجه آنهاست كه آنان افراد دروغگو و لاف زنى هستند و تو اى رسول خدا ، پرده بر دروغ آنها افكندى و اگر اجازه نمىدادى دروغشان آشكار مىگشت .
اذن ندادن اگر چه مايهء جدا سازى مؤمن از منافق بود ، ولى اين صراف سكه بود ، صراف ديگر آن ، مصلحت مهمتر داشت ، همانطور كه بيان گرديد .
مقصود از جملهء « لَقَدِ ابْتَغَوُا الفِتْنَةَ » در مورد سرگذشت غزوه است كه تفصيل آن در گذشته بيان شد .
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٨١