دشمنان اسلام بودند و از ترس به اسلام تظاهر مىنمودند ، از اين جهت پيروزى مسلمانان در جبهههاى جنگ ، آنان را غمگين مىساخت و از لطمه و خسارتهايى كه بر مسلمانان وارد مىشد بسيار مسرور مىگشتند . اين مطلب از لابهلاى سخنان و نگاههاى مرموزشان هويدا مىگشت و مقصود از جمله « يَقُولُوا قَدْ أَخَذنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ ؛ مىگويند ما احتياط خود را كردهايم » اين است كه ما بهوسيلهء ترك جهاد و ماندن در مدينه احتياط و پيش بينى خود را كردهايم ؛ احتمال دارد كه منظور اين باشد از آنجا كه مشركين عرب مىدانند كه ما با آنها همراز هستيم و اسلام ما جز تظاهر چيز ديگرى نيست از اين رو اگر آنها پيروز شوند ، حزب منافق از خطرهاى جانى و مالى مصون خواهد ماند و مقصود از جملهء « قَدْ أَخَذنا أَمْرَنا ؛ ما احتياط خود را كردهايم » اين است كه ما علاقهء خود را به مشركين رسانيدهايم .
پاسخ قرآن در اينباره
قرآن در مقابل پندار پوچ منافقان به دو پاسخ اشاره مىنمايد : 1 . در ابتدا قانونى كلى و ناموسى عمومى و غير قابل تغيير را به گوش جهانيان و بالأخص حزب منافق مىرساند و آن اينكه ، تمام حوادث و جريانهاى كوچك و بزرگ ، در تمام زمانها و دورانها ، در ميان همهء ملتها به خواست خدا و ارادهء قطعى و حتمى او انجام مىگيرد ؛ نظام موجودات از مظاهر برجستهء آن مانند كهكشان گرفته ، تا ريزترين مظهر هستى در قبضهء اراده و خواست اوست . فتح و پيروزى ، مغلوبيت و عقبنشينى جملگى در دست اوست و تا او نخواهد يكى غالب و ديگرى مغلوب نمىگردد و اينكه شما منافقان پيوسته سرشكستگى و سقوط ما را مىخواهيد كوچكترين تأثيرى در وضع ما نخواهد داشت ، بلكه بايد ديد ، خدا دربارهء ما چه خواسته و سرنوشت ما در قضاى الهى چيست ؟ آيهء پنجاه و يكم اشاره به همين مطلب دارد :