جمله را مىرساند و هر گاه منظور تنها اهل كتاب بود ، بسيار لازم بود كه بدون واو عاطفه مطلب بفرمايد و در حقيقت جمله را صفت « احبار » و « رهبان » قرار دهد و معرف سومى براى آنها باشد .
سيوطى ( متوفاى سال 909 ) در درّالمنثور از علباء بن احمر نقل مىكند : هنگام جمع كردن آيات قرآن در زمان خليفهء سوم ، بعضى اصرار داشتند كه اين « واو » از سر جمله « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ . . . » برداشته شود ، ولى در آن ميان ابى ، كه خود عضويت هيأت جمعآورى قرآن را داشت ، برخاست و گفت : به خدا سوگند ! اين كار هرگز عملى نيست ، دست به شمشير مىزنم و روى زمين را از خون مخالفان رنگين مىسازم .
رفع يك اشتباه
برخى چنين تصور كردهاند كه ذخيره نمودن طلا و نقره ، بهطور مطلق در اسلام حرام است و بايد هر فردى پس از تأمين زندگى ، مازاد آن را در راه خدا خرج كند و گاهى گام را فراتر نهاده ، اساس اين عقيده را به ابوذر غفارى نسبت دادهاند ؛ روى اين جهت لازم ديديم كه اين مطلب را تعقيب كنيم .
ما شك نداريم كه پيروان اين عقيده به منظور تأمين مرام سياسى خود عمداً و يا سهواً آيه را به چنين معنايى حمل نمودهاند و شخصيت و مقام علمى ابوذر بالاتر از آن است كه كلام خدا را به اين نحو تفسير كند .
جاى گفتگو نيست كه در تمام قرون اسلامى ، بنيانگذاران تمام فرقهها ، كه خود را متمسك به اسلام مىدانند ، با ظواهر قرآن براى مدعاى خود استدلال نموده و مىنمايند ، ولى مسلمان روشن ضمير نبايد بههر گفتهاى گوش دهد ، بلكه اگر خود توانايى استنباط مقاصد الهى را ندارد ، بايد به علماى واقعى دين مراجعه نموده و حقيقت را دريابد .
گروهى كه چنين تمايلاتى دارند ، از علاقهء مردم به دين و مذهب به نفع