كه گنج نمودن طلا و نقره در زير خاكها خصوصيتى ندارد ، بلكه حبس نقود رايج كشور و جلوگيرى از جريان آن در جامعه ، كه در نتيجه به فلج كردن اقتصاد مىانجامد حرام و قدغن است و اينكه در قرآن تعبير به « كنز » شده از اين نظر است كه معمول آن روز ، همان « گنجكردن » بود .
آيا آيه اختصاص به اهل كتاب دارد ؟
گروهى از پول پرستان و دنياطلبان كه براثر آز و طمع ، گنجهايى اندوخته بودند ؛ هنگامى كه نداى مردانى مانند ابوذر در گوش آنها طنين انداز مىشد و او با صدايى هرچه رساتر در برابر كاخهاى ستمگران بدين جمله تكلم مىنمود : « بشّر أهل الكنوز بكيّ في الحياة ، و كيّ في الجنوب و كيّ في الظّهور » .
( مضمون اين جملهبا مفاد آيه مطابق است ) غارتگران فوراً بهدست و پا افتاده ، براى حفظ موقعيت خود در جوامع اسلامى دست به تأويل مىزدند و مىگفتند : اين آيه دربارهء اهل كتاب است ؛ يعنى ما مسلمانان در فلج كردن اقتصاد اجتماع ، با گنج كردن طلا و نقره آزاديم ؛ در صورتى كه كوچكترين دليلى بر اختصاص اين آيه به اهل كتاب نيست و مجرد اينكه اين جمله در سياق مذمت از جرايم اهل كتاب وارد شده است دليل آن نمىشود كه حرمت آن مخصوص به اهل كتاب باشد . به علاوه هرگاه قرآن ، محاسن و يا معايب گروهى را براى ما نقل مىنمايد ، منظور ، قصهگويى و داستان سرايى نيست ، بلكه منظور ، تذكر و بيداركردن ماست ، تا مسلمانان از آنچه موجب خشم و غضب الهى است ، بپرهيزند و بدانند علت اينكه روز رستاخيز ، بدنشان را داغ مىكنند ، همان كنز نمودن و حبس ثروت ملت است و هرگاه آنها نيز اين راه را بروند ، سرانجام زندگى آنها با اهل كتاب يكى است .
گواه ديگر گفتار ما جملهاى است كه تحريم كنز را اعلان مىنمايد و آن جمله ، بر « واو » عاطفه مشتمل است : « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ » و اين خود استقلال اين