1 . فروختن اوراق مغفرت . اين دو گروه چنان در دل پيروان زبون خود جاى كرده بودند كه مردم عوام چنين فكر مىكردند كه كليد بهشت و دوزخ در دست آنهاست و با گرفتن مبلغى ، مىتوانند خانههاى بهشتى را در اختيار آنها بگذارند و دوزخ عاصيان و طاغيان را بخرند و اين گونه استعمار و استحمار تاكنون در برخى از كليساها و كنيسهها رواج دارد .
2 . بازيچه قراردادن احكام خدا . گاهى براى تقرّب به دربار ملوك و امرا ، حلال خدا را حرام و حرام او را حلال مىكردند . اساساً يكى از تعاليم سرى رهبانيت ، مسامحه با شاهان و مقتدران است كه خطاهاى آنها را دربارهء ازدواجهاى نامشروع ناديده بگيرند و گاهى گام را فراتر نهاده ، بسيارى از محرمات را براى امرا و پيشخدمتانشان حلال مىنمودند و به همين منظور مبالغى پول مىگرفتند و به عقيدهء مفسران ، آيهء زير ناظر بههمين مطلب است :
« قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الكِتابَ الَّذِى جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَهُدىً لِلنّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَتُخْفُونَ كَثِيراً ؛ « 1 »
بگو : كتابى را كه نور و هدايت بود و موسى آن را آورد ، چه كسى نازل كرد ؟
شما آن كتاب را ، جزوهها نموده ، برخى را نشان مىدهيد و بسيارى را پنهان مىداريد » .
3 . رشوهگيرى براى ابطال حقوق . اين مطلب يكى ديگر از جرايم مسلّم كنيسههاست و بهقدرى دامنهء آن وسيع بود ، كه گاهى برخى از منافقان صدر اسلام كه با يهوديان نزاعى پيدا مىكردند ، نزاع و دعوا را به محاكم قضايى يهود مىبردند ؛ زيرا مىدانستند كه آنان ، بهوسيلهء رشوه گرفتن به همه گونه مساعدت حاضرند . از اين نظر در قرآن ، نهى صريح وارد شد كه ، مسلمانان حق ندارند با وجود محاكم عدل ، در محاكم جور و طاغوت طرح دعوا كنند .
اكنون شما ملاحظه كنيد ، گروهى كه بزرگان و زمامداران آنان در اين پايه از
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 .