تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
كرده‌اند كه مولى در حديث به معناى دوست و ناصر و امثال اينهاست . قراين فراوانى گواهى مىدهند كه مقصود از مولى همان معناى نخستين است‌كه علما و دانشمندان ، از آن به ولايت مطلقه تعبير آورده‌اند و قرآن مجيد دربارهء خود پيامبرمىفرمايد : « النَّبِىُّ أَوْلى بِالمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ؛ « 1 » پيامبر نسبت به جان مؤمنان ازخود آنها اولى و سزاوارتر است . كسى كه از جان خود انسان بر انسان گرامى تر ، شايسته‌تر و سزاوارتر است ، طبعاً نسبت به مال او نيزچنين خواهد بود و هر فردى كه از خود انسان نسبت به جان و مال او اولى باشد ، بايد داراى ولايت مطلقه‌اى نسبت به چنين افراد باشد و از همين جهت بايد تمام اوامر او را مو به مو اجرا كرد و از آن‌چه او نهى مىكند ، خوددارى نمود . اين مقام و منصب براى پيامبر گرامى از سوى خدا داده شده است و هرگز خود او ذاتاً داراى چنين مقامى نبوده است . بنابراين خداست كه او را بر جان و مال افراد با ايمان مسلط كرده است و دست او را در هر نوع امر و نهى بازگذاشته است و تخلف از دستور او را يك نوع سرپيچى از دستور خدا دانسته است . هرگاه با دلايل قطعى ثابت كرديم كه مولى در اين حديث به معناى « اولى » است ، طبعاً اميرمؤمنان على عليه السلام داراى همان مقام خواهد بود كه پيامبر گرامى به نص آيهء شريفه دارا بوده است و چنين اولويت مطلقه در جان و مال ، لازمهء مقام رسالت و امامت است ، ولى از آن جا كه به دليل خاتميت ، باب نبوت و رسالت به روى بشر بسته شده است ، طبعاً امام علاوه بر اين مقام ، ديگر مناصب پيامبر را نيز داراست و در عصر خود ، پيشواى امت و رهبر جامعه و اولى به تصرف در جان و مال مردم است ، و اين همان مقام شامخ و رفيع امامت است كه گاهى به آن ،
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 6 .