آيات قرآن است كه به نقل برخى اكتفا مىكنيم :
« فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مأْواكُمُ النّارُ هِىَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ المَصِيرُ » ؛ « 1 »
امروز ( روزرستاخيز ) نه از شما فديهاى و عوضى پذيرفته مىشود و نه از كسانى كه كفرورزيدهاند و جايگاه شما آتش است و آن براى شما اولى و سزاوارتر است و چه بازگشتگاه بدى است .
مفسران بزرگ اسلامى مىگويند : لفظ مولى ، در اين آيه به معناى « اولى » است ؛ زيرا براى اين افراد براثر اعمال ناشايستى كه مرتكب شدهاند ، چيزى از آتش اولى و سزاوارتر نيست .
« يَدْعُواْ لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ المَوْلى وَلَبِئْسَ العَشِيرُ » ؛ « 2 »
او كسى ( بت ) را مىخواند كه ضرر او از سودش نزديكتر است ؟ چه بد ولىّ و مصاحب بدى است .
در اينآيه ، به گواهى مضمون خود آن و آيات ما قبلش كه مربوط به مشركان و بتپرستان است لفظ « مولى » به معناى « اولى » و يا به عبارت ديگر ، اخذ ولى است ؛ زيرا گروه بتپرست به اصنام به عنوان ولى توجه كرده و آنها را ولى خود مىخواندند .
اين دو آيه و آيات ديگر كه از نقل آنها خوددارى مىگردد ، به طور اجمال ثابت مىكنند كه يكى از معانى « مولى » همان « اولى » و « ولى » است .
اكنون وقت آن رسيده كه دربارهء مقصود از « مولى » در حديث بحث كنيم ، و ببينيم كه مقصود ازجملهء « مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ » چيست ؟ آيا هدف همان « اولى به نفس » و يا « اولى به اطاعت » است كه نتيجهء ولايت مطلقهء شخصى بر انسان است يا مفاد حديث چيزى غير ازاين است ، همچنان كه برخى تصور
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 15 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 13 .