پيامبرخدا روز غدير خم ، ولايت مرا بر شما واجب ساخت ، آيا اين تفسير نمىرساند كه به انديشهء همهء حاضرانِ واقعهء غدير ، جز امامت و رهبرى اجتماعى ، مطلب ديگرى خطور نكرد ؟
3 . قراينى در خود حديث و در خطبهء آن وجود دارد كه همگى گواهى مىدهند مقصود از « مولى » اثبات امامت و اولويت بر جان و مال است . اينك ما اين قراين و شواهد را در اين جا منعكس مىكنيم :
گواه نخست ) پيامبر پيش از ورود به متن حديث فرمود :
« الَستُ اولى بِكُم مِن انفُسِكُم » .
در اين جمله ، پيامبرلفظ « اولى به نفس » به كار برده و ازهمهء مردم اولويت خودرا نسبت به جان آنان اقرار گرفته است سپس بلافاصله فرمود
« مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىّ مَولاهُ » .
هدف از تقارن اين دو جمله چيست ، آيا جز اين است كه مىخواهد همان مقامى را كه خود پيامبر به نص قرآن دارد ، براى على عليه السلام نيزثابت كند ؟ در نتيجه معناى حديث اين مىشود : « هر كس من نسبت به او اولى هستم ، على نيزنسبت به او اولى است » و هرگاه مقصود ، دوستى و نصرت فردى ازمسلمانان است ، چگونه با ايجاب مودت و دوستى على و نصرت او دين خدا تكميل گرديد و نعمت او به پايان رسيد ؟ روشنتر از همه اين كه مىگويد : خداوند به رسالت من و ولايت على عليه السلام راضى گرديد .
اگر مقصود پيامبرجز اين بود ، ديگر دليلى نداشت براى اولويت خود ازمردم اقرار بگيرد .
گواه دوم ) پيامبر در آغاز سخن ، ازمردم به سه اصل مهم اسلامى اقرار گرفت و فرمود :
الَستُم تَشهَدُونَ ان لا الهَ اى الله ، وَ انَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَرَسُولُهُ وَانَّ الجَنَّةَ حَقّ وَالنارَ حَقّ .
هدف از اين اقرارگيرى چيست ، آيا جزاين است كه مىخواهد ذهن مردم را
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 500
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٠٠