تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
هنوزاجتماع پرشكوه ، به حال خود برپا بود كه فرشتهء وحى فرود آمد و به پيامبرگرامى بشارت داد كه خداوند امروز آيين خود را تكميل نمود و نعمت خويش را بر جامعهء با ايمان ارزانى داشت : « اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً » . « 1 » در اين لحظه صداى تكبير پيامبر بلند شد و گفت : خدا را سپاسگزارم كه آيين خود را كامل گردانيد و نعمت خود را به پايان رسانيد و ازرسالت من و ولايت على عليه السلام پس از من خشنود گشت . پيامبر از جايگاه خود پايين آمد و ياران او دسته دسته به على عليه السلام تبريك گفتند و او را مولاى خود و مولاى هر مرد و زن با ايمان مىخواندند . در اين موقع « حسّان بن ثابت » شاعر رسول خدا برخاست و اين پديده تاريخى را در قالب شعر ريخت كه ما از اشعار او فقط دو بيت را نقل مىكنيم :
فَقالَ لَهُ قُم يا عَلىُّ فَانَّنى * رَضيتُكَ مِن بَعدى اماماً وَ هادياً فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلِيُّهُ * فَكُونُوا لَهُ اتباع صِدقٍ مُوالِيا
پيامبر به وى فرمود : برخيز كه من تو را براى پيشوايى مردم و راهنمايى آنان پس از خود برگزيدم ، هركس كه من مولاى او هستم ، على نيز مولاى اوست . مردم ! بر شما لازم است از پيروان راستين و دوست داران واقعى على باشيد . آن‌چه نگارش يافت ، خلاصهء اين واقعهء تاريخى است كه در مدارك دانشمندان اهل تسنن وارد شده و در كتاب‌هاى شيعه اين واقعه گسترده‌تر از اين ، بيان گرديده است .
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 3 .