درس 87 : پايهء آگاهى امت از احكام و فروع
آيا رشد علمى و فرهنگى مسلمانان آن روز ، به پايهاى رسيده بود كه دربارهء اصول و فروع اسلام ، از امام معصوم - كه علم و عصمت او مانند علم و عصمت پيامبر است بىنياز و به اصطلاح « خودكفا » باشند ، يا اين كه نياز آنان به ادامهء فيض الهى در اصول و فروع باقى بود ؟
اين مطلب از دو جهت بايد مورد مطالعه قرار گيرد :
الف ) آيا نصوص كتاب و سنت كه در اختيار امت بود در بيان فروع و احكام به اندازهاى بود كه پاسخگوى تمام احتياجات جامعهء اسلامى باشد ، يا اين كه نصوص اين دو منبع ، با توجه به نيازهاى روزافزون آنان ، جوابگوى نيازهاى فقهى آنان نبود و احكام فقهى كه در قرآن و سنت وارد شده به مراتب كمتر از نياز آنها بود ؟ زيرا آنان پس از درگذشت پيامبر با حوادث نوظهورى روبهرو شدند كه هرگز حكم آنها در اين منبع عظيم اسلامى بيان نگرديده است .
ب ) آيا قدرت فكرى و استدلالى مسلمانان به پايهاى بود كه بتوانند ازاصول و عقايد خود در برابر منكران و يهوديان و مسيحيان دفاع كنند و يا به سؤالها و پرسشهاى آنان پاسخ بگويند و حيثيت و آبروى اسلام را حفظ نمايند و ضعيفان را در برابر تبليغات ديگران از خروج از دين باز دارند ؟
بررسى اين دو زمينه ازنظر نفى و اثبات ، ما را در شناخت حقيقت كمك كرده