تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مسألهء اثبات ذات خدا ، صفات و افعال او ، لوح ، قلم ، عرش ، كرسى ، قضا و قدر ، بدا ، سرنوشت ، هدف از آفرينش جهان و انسان ، حريت و آزادى او در افعال ، بعثت پيامبران ، صفات آنان ، سرانجامِ جهان ، اعراف و برزخ ، حشر و نشر ، ميزان و صراط ، توبه و شفاعت ، بهشت و دوزخ ، خلود در دوزخ و بهشت ، تجسم اعمال ، حقيقت جزا و . . . اينها و مانند اينها يك رشته معارف عقلى الهى است كه در قرآن مجيد و سخنان پيامبر گرامى وارد شده است ، ولى متأسفانه مسلمانان در تفسير ، تجزيه و تحليل اين معارف آن چنان دچار تفرقه و اختلاف شدند كه در ميان آنان كمتر مسألهء عقيدتى را مىتوان پيدا كرد كه روى آن فرقه‌بازى ، مذهب‌سازى ، رأى تراشى نشده باشد . كمتر اصلى را مىتوان در جامعهء اسلامى پيدا كرد كه علماى كلام و انديشمندان آنان روى آن اتحاد نظر داشته باشند . شما مىتوانيد با مراجعه به كتاب‌هاى كلامى و فلسفى و به خصوص كتاب‌هاى ملل و نحل ، صدق گفتار ما را دريابيد . انسان از مطالعهء اين نوع كتاب‌ها دچار وحشت مىشود . نوع افراد جز نوابغ و بلند پايگان علم و دانش نمىتوانند سيماى حقيقت را از ميان اين همه انديشه‌ها مشاهده كنند . شما سرى به كتاب‌هاى ملل و نحل بزنيد ، ببينيد كه گروه معتزله ، اشاعره ، خوارج ، مرجئه و . . . به چند دسته و گروه مختلف تقسيم شده‌اند . ما ازافرادى كه داراى وجدان زنده و دل‌هاى بيدار هستند سؤال مىكنيم آيا همهء اين گروه‌ها بر حق و صراط مستقيم هستند ؟ به طور مسلم ، نه . حق با يكى است و گروه‌هاى ديگر بر باطلند . اگر واقعاً رشد فكرى و عقلى ملت اسلام ، به‌حدى بود كه حافظ اصول ، معارف كتاب و سنت خود باشند يا به حدى بود كه بتوانند معارف واقعى ، اصول و ايدئولوژى اسلامى را ازكتاب و سنت استخراج نمايند ، چرا در شهرهاى اسلامى و در مهد و كانون اين دين ، مكتب‌ها و مذهب‌ها درست شد ؟
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 432 | الشيخ جعفر السبحاني